تبليغاتX
جمال کمانگر

چند روز اخیر فضای سیاسی داخل ایران تحت تاثیر اعتراضات گسترده و با شکوه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بوده است.در این مدت و به دنبال اعلام مراسم 16 آذر توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران نیروههای سرکوبگر و مستاصل رژیم برای جلو گیری از این مراسمها در اقدامی هماهنگ تعداد زیادی از رهبران دانشجویی را در تهران و مازندران بازداشت و روانه زندانهای مخوف خود کرده اند. تا آنجا که به رسانه های حلقه بگوش و نان به نرخ روز خوری مانند بی بی سی و صدای آمریکا بر میگردد تاکنون که این یاداشت نوشته میشود خفقان گرفته اند و حتی اشاره ای کوتاه  به این اتفاق مهم در صحنه سیاسی ایران و کل دانشگاههای کشور نکرده اند.

 بی بی سی و صدای آمریکا و سایر رادیوهای فارسی زبان از پوشش دادن این اعتراضات گسترده و دستگیری رهبران دانشجویی  خودداری میکنند.ترس اینها از ردایکالیزه شدن فضای دانشگاهها کمتر از رژیم نیست.اگر "ایسنا" و سایر خبرگزاری های رژیم با کم اهمیت جلوه دادن این اعتراضات  زیر فشار دانشجویان مجبور به انعکاس آن میشوند، اما بی بی سی و سایر رادیوهای فارسی زبان نشان داده اند که جقدر بقای رژیم برای آنها اهمیت دارد.

 اینها بار دیگر نشان دادند که چقدر در دنیای با شرف روزنامه نگاریشان واقعا "بی طرف" هستند. نشان دادند که حاضرند ساعتها به عطسه های آخوندهای کپکزده اختصاص دهند. فیلم و گزارش و کارشناسان همیشه "با شرف" دنیای دمکراسی را برای تحلیل سرماخوردگی سران رژیم به مصاحبه بکشانند،  اما  از پخش خبر بازداشتهای وسیع دانشجویان چپگرا و آزادیخواه  خفقان گرفته اند. تا آنجا که به بخش فارسی بی بی سی بر میگردد روز سه شنبه جهت اطلاع ژورنالیستهای باشرفش  دهها نفر ازایرانیان آزادیخواه مقیم لندن درساعت پخش در مقابل ساختمان رادیو تجمع کرد ند و با شعارهای فارسی و انگلیسی  از جمله "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و مرگ بر جمهوری اسلامی که از بلندگوی بزرگ خوانده میشد نه تنها کارکنان آنها بلکه مردم محل هم از این اعتراض با خبر شدند و سمپاتی دهها نفر از مردم را به خود جلب کرد. ودهها نسخه از آخرین اخبار مربوط به اعتراضات اخیر در دانشگاههای ایران و موج جدید دستگیرها را به اطلاع مردم رساندند.

باید به بی بی سی و سایر رادیوهای فارسی زبان گفت: شرمتان باد که در مقابل اعتراضات رادیکال و آزادیخواهانه مردم ایران خفقان گرفته اید.

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 3:0 |

 (درحاشیه مصاحبه محسن ابراهیمی با ابراهیم علیزاده1)

خطر حمله نظامی آمریکا به ایران  این روزها  بازارگرمی پیدا کرده است. روزانه از زوایای مختلف  از رسانه های دنیا در مورد احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران صحبت و اظهار نظر میشود. تا آنجا که به مدیای غربی بر میگردد صحبت از بمبارانهای دهشتناکی است که امریکا قرار است در صورت حمله به ایران به آن دست بزند . صحبت از نابودی تمام زیر ساختهای اقتصادی، رفاهی و علمی- صنعتی یک جامعه 70 میلیونی است.بهانه این جنگ احتمالی تلاش جمهوری اسلامی برای دست یابی به سلاح اتمی است!
اما تا آنجا که به میدیای اپوزسیون ایرانی بر میگردد میشود به سه جور نگرشی که تا کنون رسما و یا تلویحا اعلام شده است برخورد کرد. احزاب و جریاناتی که علنا و یا تلویحا اعلام کرده اند که در کنار جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت:حزب مشروطه خواهان ، حزب توده و فدائیان اکثریت و چند سازمان دیگر و جریاناتی مانند مجاهدین خلق ، قوم پرستان ترک و کرد و الاحواز  بطو مبهم از حمله نظامی آمریکا دفاع میکنند. جریاناتی هستند که ظاهرا در جبهه مخالف حمله نظامی امریکا هستند اما وقتی کمی پوسته شان را بشکافید زیاد هم بی میل به این جنگ به نظرنمی رسند! غیر از این است که جمهوری اسلامی این رژیم جنایتکار سر کار است! اکثریت مردم ایران که آنرا نمیخواهند و برای سرنگونیش لحظه شماری میکنند. اینهمه مبارزه و جانفشانی کرده اند. پس به قول ابراهیم علیزاده در مورد جنگ "نباید وحشت پراکنی" کرد درست است که" جنگ نامطلوب است" اما وضع موجود هم که زیاد تعریفی ندارد.
 سئوال اصلی که در حال حاضر در مقابل جامعه قرار گرفته است این است که آیا حمله نظامی امریکا به ایران  میتواند مدنیت جامعه را از هم بپاشاند؟ آیا سناریو عراق و یوگسلاوی در ایران تکرار میشود؟ جواب مثبت به این دو سئوال سیاستی را می طلبد که حزب حکمتیست مبتکر آن است که در بخش پایانی متن کامل  بیانیه را خواهم آورد و اما اگر جواب منفی باشد. این سیاست از آن منتج میشود که نظرات این دو حزب در قالب این مصاحبه صریح بیان میشود.
 با هم به  گفتگوی محسن ابراهیمی از رهبری حزب کمونیست کارگری و ابراهیم علیزاده دبیر اول کومله مروری داشته باشیم. هر دو در این  مصاحبه  میخواهند اینرا به قبولانند که زیاد وحشت نکنید" سناریو عراق نمیتواند در ایران تکرار شود. افکار عمومی مردم امریکا علیه جنگ است نیروی بیشتری ندارند که ایران را اشغال کنند." محسن ابراهیمی و حزبش جدیدا لکنت زبان گرفته اند که ترم" سناریو سیاه" را به کار ببرند! انگار منصور حکمت 12 سال پیش داشت در مورد  کشوری دیگر با شرایط ایران اما در کره ای دور دست صحبت میکرد. فاکتورهایی که  در بحث سناریو سیاه مطرح شد نه تنها به قوت خود باقی است بلکه بیش از گذشته به جلو صحنه آمده است.
 از نظر  محسن ابراهیمی کسانی که در صدد هستند سنگری رادیکال و متفاوت علیه جنگ و در دفاع از مدنیت جامعه را سازمان بدهند دارند  از آن" استفاده سیاسی" و در جهت منافع سازمانی خود این کار را  میکنند. و ابراهیم علیزاده هم میگوید:" وحشت پراکنیها باعث میشود که وضع موجود را توجیه کنند".در مقابل این سئوال  محسن ابراهیمی آیا در صورت جنگ شیرازه جامعه از هم خواهد پاشید؟  علیزاده در جواب میگوید: "....وضع موجود که در آن فقر و فلاکت از سر و کل جامعه بالا میرود، کارگران از ابتدای ترین حقوق محرومند زنان بی حقوق هستند. این چه شیرازه ای است که ما باید نگران از هم گسیختن آن باشیم؟ جنگ نامطلوب است به پروسه تدارک انقلاب لطمه وارد میکند، جنبشهای اجتماعی را دچار رکود میکند." اگر حسن نیت شما را در بخش دوم صحبتهایت قبول کنیم که "جنگ نامطلوب است" و به قول شما دست رژیم را برای سرکوب جنبشهای اجتماعی باز میگذارد. و به خاطراینکه " پروسه تدارک انقلاب" به عقب نیافتد! باید مردم را از خطری که امریکا بالای سر مردم ایران گذاشته است، آگاه کرد و در صدد بود که علیه جنگ احتمالی و در دفاع از زندگی و آسایش مردم در مقابل جمهوری اسلامی هارتر شده که به " بقای عمرش هم افزوده شده"، ایستاد. مردم را سازمان داد و متشکلشان کرد. ودست هرکسی که علیه آزادی ، رفاه و امنیت مردم بلند میشود،  قطع کرد.اما دادن این ضمانت به مردم که نگران نباشید از سناریو عراق در ایران خبری نیست یا از سطحی نگری سیاسی است یا لابد حسابهایی پشت خانه خرابی مردم بازه شده است. علیزاده میگوید:" منطقا سناریو عراق نمیتواند درایران تکرار شود. تصرف تهران تقریبا غیر ممکن است. "
 مگر کسی گفته است که امریکا قرار است با پیاده نظام  تهران را تصرف کند؟ این فرمول دیگر از کجا آمده است. قرار است که با تحریم اقتصادی و بمبارانهای که تاکنون سابقه نداشته است مردم را به خاک سیاه بنشانند.آمریکا خود یک پای سناریو سیاه و خانه خرابی مردم است این را ضربدر جمهوری اسلامی زخم خورده بکنید آن وقت عراق میتواند نمونه قابل تحملتری باشد.آمریکا از سر استیصال به این حمله دست خواهد زد.
اما بند سوم  پلاتفرمی که علیزاده ارائه میدهد سیاستی  را دنبال میکند که  فردا میتواند ابراهیم علیزاده و کومله را در کنار آمریکا قرار دهد! وارد شدن در بازی است که صورت مسئله اش را بوش و کاخ سفید طرح کرده است. ابراهیم علیزاده در بخشی از پلاتفرم مورد نظرش چنین میگوید:"مردود حساب کردن سیاست اتمی جمهوری اسلامی و رد هرگونه حقانیتش در این زمینه و افشای ماجراجویهایش "  این عین سیاستی است که مدیای غرب روزانه آن را به خورد مردم میدهند. دستگاه مهندسی افکار همین را میخواهد به کل جامعه بقبولاند که دعوا سر نیروی شری است که دنبال بمب اتم است و نیروی خیری که امریکا آنرا رهبری میکند و قرار است مردم را از شر این اهریمن نجات دهند. وارد شدن در این بازی قبول کردن صورت مسئله بوش است. به نظر من بیانیه زیر میتواند مبنای خوبی برای مسئول بودن اپوزسیون در صورت وقوع جنگ باشد.

بیانیه عليه جنگ و در دفاع از مدنيت جامعه ايران
کشمکش میان آمریکا و جمهوری اسلامی خطر حمله آمریکا به ایران را تشدید کرده است. اهداف و سیاستهای دو طرف این نزاع هیچ ربطی به منافع مردم ایران و کشورهای منطقه ندارد.
همراه این کشمکشها، دارو دسته های اسلامی و قومی که مورد حمایت این يا آن طرف نزاع هستند ایران را در خطر پاشیدن شیرازه زندگی مدنی  و تبدیل شدن به عراق دیگری در ابعاد به مراتب وحشتناک تر قرار داده است.
در چنین شرایطی ما اعلام میداریم که:
1-جمهوری اسلامی خود يک عامل مهم در آفرینش خطر جنگ و فراهم آوردن امکان تباهی جامعه ایران است. ما هر گونه سازش با جمهوری اسلامی يا هر جناح و بخشی از آن را محکوم میکنیم. سرنگونی جمهوری اسلامی و از کار انداختن همه دارو دسته ها و دستگاههای سرکوب و ترور و تحمیق، شرط هرگونه تحول آزادیخواهانه در ایران و موثرترین راه مقابله با خطر جنگ است.
2-دخالت نظامی امریکا ويا اسراییل در امور ایران باید موقوف شود. این دخالت، مستقیما به نفع جمهوری اسلامی، در خدمت پاشیدن شیرازه جامعه ایران و تحمیل يک بربریت اجتماعی، سیاسی و نظامی بر مردم ایران است. ما هرگونه همکاری و همراهی نیروهای سیاسی با این دولتها در این زمینه را محکوم میکنیم.
3-دود تحریم و محاصره اقتصادی قبل از هر کس به چشم مردم ایران میرود. تجربه عراق نشان داد که اولین قربانیان تحریم های اقتصادی رژیم های ارتجاعی، کودکان، سالخوردگان و محرومان جامعه خواهند بود. ما با این تحریم ها مخالف هستیم و هرگونه حمایت از محاصره و تحریم اقتصادی ایران را غیرقابل قبول دانسته و آن را محکوم میکنیم.
4-دامن زدن به شکاف های قومی ومذهبی در ایران و تقویت جریانات قوم پرست و مذهبی، نسخه دامن زدن به جنگ و پاکسازی قومی در همه ایران است. هر گونه تلاش برای گسترش این شکاف ها محکوم است. تضمین حق همه مردم  ایران برای زندگی به عنوان شهروندان متساوی الحقوق باید اصل پایه ای سیاست در ایران باشد
5-تعیین نظام سیاسی آینده در ایران حق بی چون و چرای مردم ایران است. مردم باید امکان بیابند که آزادانه و آگاهانه در مورد نظام آتی ایران تصمیم بگیرند. اولین شرط تضمین این آزادی سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی است.
6-ما پایبندی خود را به رعایت و تضمین حقوق زیر برای مردم ایران اعلام میکنیم:
الف- آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب
ب- برابری کامل و بی قید وشرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی. لغو کلیه قوانین و مقرراتی که ناقض این اصل است.
پ- برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از عقیده، جنسیت،‌مذهب، ملیت، نژاد و تابعیت.
ت- اعلام جدایی کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش.
ث- لغو کلیه قوانین و مقرراتی که منشا مذهبی دارند. اعلام آزادی مذهب و بی مذهبی
ج- آزادی کلیه زندانیان سیاسی.
چ- لغو مجازات اعدام.
ح- بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ١٦ سال. پرداخت بیمه بیکاری مکفی و سایر هزینه های ضروری به کلیه کسانی که به علل جسمی يا روانی توان اشتغال به کار را ندارند.
توضیح 1: نقل قولها از روی متن شفاهی مصاحبه محسن ابراهیمی با ابراهیم علیزاده میباشد
29نوامبر2007.



+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 15:1 |


در سالهای اخیر دانشگاه به سنگر دفاع از آزادی و برابری و سنگر دفاع از آزادی عقیده و بیان، سنگر دفاع از حق زن تبدیل شده است. برای نسل جدید از دانشجویان مبارز و کمونیست ١٦ آذر محملی برای متحد کردن توده وسیع دانشجویان حول انسانی ترین، مدرنترین و رادیکالترین، آزادیخواهان ترین خواسته ها، حول آزادی و برابری است. برای دانشجوی کمونیست و رادیکال ١٦ آذر محمل معنی کردن کمونیسم و ایده های برابری طلبانه در میان دانشجویان و به طبع آن در کل جامعه است. برای دانشجوی کمونیست این روز فرصتی است که از تریبونهای که در اختیار دارد نه تنها دانشجویان را بلکه کل جامعه را خطاب قرار دهد جبهه ما به وسعت جامعه در هر شهر، محله، کارگاه و کارخانه ای گسترده است. دانشگاه در ١٦ آذر باید جامعه را در مورد خطراتی جدی که همین امروز زندگی و معیشت مردم را هدف قرار داده است هوشیار کند. مبارزه با فقر، فلاکت و بیکاری بخشی از  پلاتفرمی است که در ١٦ آذر دانشجویان کمونیست  با آن کل جامعه را خطاب قرار دهند.
اما کابوس حمله امریکا، ١٦ آذر امسال را از سالهای گذشته متفاوت میکند. جنگ کابوسی است که  آمریکا بالای سر مردم ایران قرار داده است. جنگی که قرار است کل مدنیت جامعه را به نابودی بکشاند، جنگی که نتیجه آن چیزی جز خانه خرابی مردم و طولانی تر کردن عمر سیاه جمهوری اسلامی ندارد.مردم در این جنگ هیچ منفعتی ندارند و نباید اجازه داد به جریانات ناسیونالیستی و جهموری اسلامی "وطن وخاک پاکش" را دست مایه جنگ دیگری کند. دانشجویان کمونیست باید اعلام کنند که ما اجازه نمیدهیم به بهانه وطن و خاک پاکش بار دیگر جوانان را گوشت دم توپ یک جنگ ارتجاعی دیگر کنند.  ما میتوانیم جریاناتی که جنگ را دستمایه منافع حقیر خود کرده اند رسوا و حاشیه ای کنیم.
١٦ آذر امسال میتوان دانشگاه را به سنگر دفاع از مدنیت جامعه، سنگر دفاع از زندگی و امنیت و آسایش مردم در مقابل دست درازی جمهوری اسلامی یا هر باند و دارودسته ارتجاعی دیگری تبدیل کرد.
زنده باید آزادی وبرابری!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
سازمان جوانان حکمتیست
4آذرماه1386
25نوامبر2007

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 22:30 |

بدون شرح!

اصغر کریمی از رهبری حزب کمونیست کارگری چنین میگوید:  (انترناسیونال ۲۱۷)

در شرایط جنگ و یا فضای جنگی، فرصت هائی بسته میشود اما فرصت هائی باز میشود. در روسیه کارگران به رهبری حزب بلشویک، حکومت تزار را درست در گرماگرم جنگ و زمانیکه حکومت بیش از هرزمان نیرو بسیج کرده بود و همه جا را نظامی کرده بود، سرنگون کردند و به جنگ هم پایان دادند. مردم نه جمهوری اسلامی را میخواهند نه جنگش را، نه نتایج جنگش را. دیگر حاضر نیستند بدبختی های جنگ را هم تحمل کنند. این مهمترین معضل جمهوری اسلامی در شرایط کنونی است. این فرصتی است که این شرایط را علیه خودشان بچرخانیم.

ابوبکر مدرسی از رهبری سازمان زحمتکشان مهتدی در سر مقاله نشریه سازمانش به نام آسوی روژهلات شماره27 با تیتر همه ما منتظریم. چنین میگوید:

در حال حاضر بودن جنبشهای اجتماعی که بتواند تمام شهرهای بزرگ را در بر بگیرد و همچنین ضعیف شدن پایگاه قدرت رژیم به علت فشارهای بیرونی، فاکتورهای است که این وضعیت را برای سرنگونی رژیم  به وجود آورده اند. سالها کار تشکیلاتی و آگاه گرانه ، گسترش افکار مترقی و اعتماد به خود در روسیه در سال 1917 آن زمان نتیجه داد و حکومت استبدادی تزار را سرنگون کرد.  جنگ جهانی اول حکومت تزار را ضعیف کرده بود. به میدان آمدن زنان زحمتکش و مبارز به خیابانها ، باعث طوفانی بزرگ شد که امپراتوری را به زانو در آورد.

(ترجمه از متن کردی)


+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 22:28 |