تبليغاتX
جمال کمانگر

بیانیه سازمان جوانان حکمتیست در مورد اول مهر
اول مهر
صف آرایی امید به زندگی شاد وامروزی
در مقابل جهل و خرافه مذهبی

همزمان با به صدا در آمدن زنگ مدراس در اول مهر در ایران ماراتنی نفس گیر به مدت 9 ماه شروع میشود! این شروع مبارزه ای وسیع در گوشه و کنار ایران است. و به درست هر سال با آغاز سال تحصیلی، سرها به سوی مراکز آموزسی در ایران میچرخد. توجه به این روز شاید یکی از نمونه های نادر در جهان باشد که آغاز سال تحصیلی تا این حد مورد توجه خانواده ها و فعالین سیاسی و مخالفین حکومت قرار میگیرد.
تشخیص چرایی اهمیت این روز را میتوان در مولفه های زیر یافت . درایران حدود بیست میلیون دانش آموز و دانشجو در مقاطع سنی مختلف وجود دارد. این طیف میلیونی در عین حال با دریایی رویا و آرز برای آینده در دل، وارد مراکز آموزشی میشوند. برای نظامی غیر از جمهوری اسلامی این یک روز عادی محسوب میشود. اما در ایران زیر سایه حکومت اسلامی، بازگشایی مدارس نه تنها یک روز عادی نیست بلکه شروع یک دوره کشمکش جدی بین این خیل عظیم از انسانهای جویای علم و دانش و زندگی از یک طرف و نظام سیاسی- ایدولوژیک اسلامی است که در مقابل این خواسته ها قرار دارد. این کشمکش چند هفته مانده به شروع رسمی کلاسها و در حین ثبت نام شروع میشود.
.اشتنباه نکنید این جدال در درجه اول بر سر میزان رفاه و نیازمندیهای آموزشی نیست! این جدال برای فضای آموزشی ریلکس و آرام نیست که البته این هم شاملش میشود. این کشمکش در وحله اول بین پاسداران جهل و خرافه مذهبی از یک سو و جوانان و خانواده هایی که حاضر نیستند به این اراجیف تن دهند. جدال بر سر حجاب، نحوه پوشش و جدایی بر حسب جنسیت است. این کشمکش فقط مختص دوره راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه نیست، بلکه شامل کودکانی میشود که روز اول مدرسه را باید داغ ننگ جدایی جنسیتی را بر پیشانی خود ببینند، بدون اینکه متوجه باشند که چرا از هم سن و سال خود جدا میشوند. بدون اینکه متوجه باشند چرا باید از آن سن کودکی حجاب سرشان کنند، مزه جدایی جنسی را میچشند. شاید در دنیای کودکانانه شان این را هم جزوی از بازیهایشان بدانند! اما وقتی پس از نه سالگی جشن تکلیف برایشان میگیرند کم کم این جدایی و تبعیض را حس میکنند.
داستان مدرسه و درس خواندن در ایران خود حدیثی است که باید بیشتر و بیشتر در مورد آن نوشت و گفت.جمهوری اسلامی و نظام آموزشی آن یکی از مذهبی ترین نظامهای آموزشی در جهان است و بیشترین هزینه ها را صرف ترویج خرافه مذهبی میکند.
در کنار جداسازی جنسی و حجاب، جمهوری اسلامی تلاش میکند بی تفاوتی به شادی، نشاط و زندگی را در میان دانش آموزان رواج دهد.از همان روزهای اول مدرسه سرو کله خدا و ابزارهای شکنجه اش(جهنم کذایی) به وفور در کتابها موج میزند. سوق دادن ذهن و روان بچه ها از روزهای اول مدرسه به دنیایی خیالی و بی اهمیت جلو دادن زندگی امروزی یکی از مشخصه های اصلی اکثر دروس در مدارس است. در چنین شرایطی پا به محیطهای آموزشی میگذاریم. محیطهایی که به شدت از طرف جمهوری اسلامی با مواد درسی عهد عتیق مسموم شده است.
فضای خاکستری و عزا مشخصه اکثر کتب درسی در مدارس ایران است. معلمین آزادیخواهی که اجبارا برای امرار معاش دروسی را تدریس میکنند که خود عمیقا کمترین علاقه و اعتقادی به آن و اراجیف مذهبی ندارند، خود مسئولیت سنگینی در متحد کردن دانش آموزان و بار آوردن آنها بر دوششان است.
اما این تمام تصویر نیست!در مقابل رژیم و عواملش در مدارس، طیف وسیعی از دانش آموزان قرار دارند که حاضر به تمکین به این فضا نیستند. و در سوی دیگر طیفی از معلمینی آزادیخواه و حقیقت طلب وجود دارد که این خفقان را نمی خواهد. در هر مدرسه و دانشگاه و مرکز آموزشی این دو طیف خیلی آسان همدگر را پیدا میکنند.از یک طرف دانش آموزان آگاه و از طرف دیگر معلمین آزادیخواه، اینها بدون هم کار زیادی از دستشان بر نخواهد آمد. اگر دانش آموز یا معلمی بخواهد فضایی حاکم بر مدارس را تغییر دهد و آنرا قابل تحملتر کند، راهش این است که با هم و هماهنگ شروع کنند. اگر در کوچه و بازار ارتجاع مذهبی در لباس پاسدارو بسیج و حاجی بازاریها برای دانش آموزان مزاحمت ایجاد میکنند، امر و نهی میکنند، جوانان را از شادی و نشاط و زندگی دور میکنند، این امکان وجود دارد که کلاسهای درس رابه محلی سر شار از امید به زندگی و تغیر تبدیل کرد. کلاس درس را میتواند به محلی برای بحث و تبادل نظر آزاد تبدیل کرد. تصور اینکه در کلاسهای دخترانه میشود حجاب را برداشت و بی حجابی در کلاس را به یک نرم تبدیل کرد، قابل تحقق است. تصور اینکه سر کلاس درس با طرح سئوالات اساسی در نقد مذهب، خرافات مذهبی را به چالش کشید، شدنی است!
خطاب ما به همه دانش آموزان این است برای مبارزه با فضای حاکم در مدارس و دانشگاهها متحد و یک صدا شوند. در هر مدرسه و کلاسی تعدادی هستند که سریع همدیگر را پیدا میکنند. اینها باید سنگ بنایی باشند برای ایجاد بزرگترین اتحاد و همبستگی در میان دانش آموزان. این قابل درک است که جمهوری اسلامی در طول حیات ننگینش تلاش کرد ه است فضای بی اعتمادی و بی تفاوتی را میان معلمین و دانش آموزان بوجود بیاورد، اما برداشتن این دیواربی اعتمادی برای معلمین آزادیخواه و دانش آموزان کار سختی نیست. هدف در وهله اول باید بوجود آوردن اعتماد متقابل باشد. میشود اقدامات زیر را در دستور قرار داد. برداشتن حجاب در سر کلاس ، راه انداختن انجمنها و کلوبهای جوانان، مبارزه با عوامل رژیم که در قالب بسیج دانش آموزی مشغول جاسوسی از دانش اموزان و معلمین هستند، و رسوا کردن و ایزوله کردن آنها. همه میدانند که اعضای بسیج دانش آموزی، خود از عوامل اصلی پخش مواد مخدر در مدارس هستند، باید اینها را رسوا کرد! میتوان کلاسهای الترناتیو تشکیل داد! یا تشکیل گروههای مطالعاتی و دهها مورد و ابتکار دیگر را به این لیست اضافه کرد.
سازمان جوانان حکمتیست
24شهریورماه1386(15سپتامبر2007)
+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 4:2 |