بعضی نوشته ها ، مواضع احزاب و سازمانهای سیاسی به یمن انترنت این روزها به آسانی در اختیار همه قرار دارد. اتفاقات در دنیای احزاب و مشغله هایشان برا ی هر ناظر بی طرفی اگر به این تیپ سیاسیون ایران توجه داشته باشد میتواند جالب و خواندنی باشد. نگاه به این مصاحبه ها در عین حال وصف حال کسانی است که وقتی از سالن عبور میکنند و در طرف دیگر سیاست مینشینند چقدر کمیک خواهد بود. قهرمانان دیروزی این جماعت به ضد قهرمان و برعکس تبدیل میشوند. این خیل از سیاسیون متاسفانه بیشتر در میان کسانی هست که روزی عکس گرفتن در کنار کمونیستها و تداعی کردن خود با مارکس و انگلس جزو افتخارات آنها بود.
این کنجکاوی ناظر بی طرف را زمانی بیشتر میکند که طرف با یک خبرنگار یا معلوم نیست مامور امنیتی ، مصاحبه داشته باشد. من قصدم نگاه به تک تک این افراد نیست. نه وقتش هست و نه خواننده حوصله آنرا دارد. برای من مدتها بود که خط و جهت عبدالله مهتدی روشن بود که سر از کدام جنبش ارتجاعی در آورده است. اما کنجکاوی من زمانی بیشتر شد که جناب "پروفسور" ( لقبی که مامور یا خبرنگار آمریکایی به عبدالله مهتدی داد) به این خبرنگاران چی دارد بگوید.وقتی مصاحبه را به دقت خواندم حیفم آمد که آنرا برای کسانی که انگلیسی زبان نیستند ، ترجمه نکنم! و حداقل بخشهایی ازآن را از طریق نشریه اکتبر قابل دسترس نکنم.
عبدالله مهتدی در این مصاحبه که بیشتر به مصاحبه امنیتی شباهت دارد، نکاتی را مورد تاکید قرار میدهد که خواننده را به قضاوت در مورد آن فرامیخوانم. این مصاحبه تیپیک آدمی است که تصمیم دارد به هر قیمتی که هست دل ماموران امنیتی "سیا" را به دست آورد. چه آنجا که علیه گذشته خود شمشیر میزند و اظهار ندامت میکند که در دهه هفتاد و هشتاد میلادی علیه آمریکا بوده است! به گذشته خود تف و لعنت میفرستد که تشکیل حزب کمونیست "اشتباه" بود.و حزب کمونیست ایران را" شپشویا اکبیری" خطاب میکند.
افتخارات جدیدش "محمود امین زکی " مورخ دربار عثمانی است که" کردایه تی" را از او یاد میگیرد. در مورد احزاب سیاسی در کردستان الفاظ و القابی به کار میبرد که فکر نکنم در درون دستگاههای امنیتی دول منطقه و یا سیا این چنین باشد! عبدالله مهتدی آنجا که در مورد وضعیت اقتصادی و "معادن کردستان" حرف میزند به سان کسانی که در بازارهای هفته برای جنس بنجل خود دنبال خریدار هستند، داد سرمیدهد که "ما نفت داریم ، طلا داریم، انبار غله ایران هستیم ، سرچشمه آّب در ایرانیم" و غیره...و از این گله دارد که چرا انگلیسها استخراج معادن طلا در کردستان را متوقف کردند. البته ماموستا مهتدی میگوید که دلایل سیاسی داشته است . کی و کجا را میگوید ما نمی دانم!!
نکات زیادی در این مصاحبه هست. در اینجا بخشهایی از این مصاحبه در نشریه اکتبر منتشر میشود و مطالعه آن را به همه توصیه میکنم.
خلاصه عبدالله مهتدی از چند سال قبل راهی را آغاز کرده که کنتراها در نیکاراگوئه و مواجب گیران کوسوو به سر انجام رساندند. اینرا اضافه کنم که رکن اساسی مبارزه ما حکمتیستها و آزادیخواهان وتمام کسانی که نمیخواهند ایران عراقیزه شود، حاشیه ای کردن چنین سیاست و تفکری است که در سایه منجلاب عراق در حال رشد و نمو هستند.
28آپریل 2007
بخشهایی از مصاحبه پاتریک و توتین دو وبلاگ نویس (یا مامور سیا) با عبدالله مهتدی در مقر مرکزیشان در عراق (متن کامل انگلیسی این مصاحبه در سایت بروسکه وجود دارد)
ادامه مطلب

