تبليغاتX
جمال کمانگر


نیمه شب یکشنبه نیروهای لباس شخصی با یورش به داخل دانشگاه بابل دستکم 15دانشجوی این دانشگاه را ربودند. این دانشجویان در اعتراض به ربوده شدن بیژن صباغ در فضای دانشگاه تحصن کرده بودند که توسط ماموران لباس شخصی مورد ضرب و شتم و ربوده شده اند.
نیروهای امنیتی رژیم با ورود به داخل دانشگاه سعید یعقوبی نژاد، علی تقی پور و ضیا نبوی را که در اعتصاب غذا بودند همراه با 12 دانشجوی دیگر ربوده و به مکان نامعلومی منتقل ساخته اند. نیروهای امنیتی رژیم با یورش به خانه های دانشجویی اقدام به بازداشت تعداد دیگری از دانشجویان کرده اند که هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست.
رژیم اسلامی به دنبال اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه اش مبنی بر قانونی کردن بازداشتگاههای ارگانهای مختلف سرکوبش و برای عقب زدن اعتراضات رو به رشد و رادیکال دانشجویی وحشیانه دست به بازداشت و ربودن دانشجویان میزند.
دانشجویان مبارز!
دوستان شما را در دانشگاه بابل ربوده و مورد ضرب و شتم قرار می دهند. رژِیم ترس خود را از رادیکالیزه شدن محیطهای دانشجویی پنهان نمیکند. این اقدام اخیر در پرتو هیا وهویی است که حول حوش بازداشت ملوانان انگلیسی و جشن به اصطلاح هسته ای به آن دست میزند. رژیم میخواهد درجه حساسیت مردم را و به خصوص دانشجویان را بسنجد. نباید اجازه بدهیم که به بهانه های واهی "خطر خارجی" فضای خفقان را بر دانشگاهها بگسترانند.
دانشجویان دانشگاه بابل را نباید تنها بگذاریم. باید دست به کار سازمان دادن اعتراضات سراسری در دانشگاههای کشور شد. متحقق شدن خواست فوری آزادی بیژن صباغ و دیگر دانشجویان بازداشتی در گروه مبارزه پی گیر و همه جانبه در دانشگاههای کل کشور است.
سازمان جوانان حکمتیست
16آپریل 2007

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 2:52 |

با شروع فصل گرما بار دیگر مسئله حجاب زنان ارکان نظام اسلامی را به مصاف میطلبد. هر دو طرف این جدال خود را برای رودرویی حاد آماده میکنند. انتخاب لبلس و پوشش یکی از ابتدای ترین حقوق انسانها است که قابل چشم پوشی و یا تخطی کردن از آن باید جرم محسوب شود در مورد این حق ابتدایی انسانها احتیاجی به تئوری و عمیق شدن آنچنانی ندارد. خیلی طبیعی است که انسانها بر حسب سلایق و ذائقه ای که دارند لباس میپوشند اما در جمهوری اسلامی که نظام استبداد دینی حاکم است نه تنها این حق طبیعی زنان ودختران جوان پایمال میشود بلکه به سخیفترین شیوه هم در حال مزاحمت و برخورد امنیتی با نحوه پوشش زنان هستند. سال گذشته بر اساس آمارهای منتشر شده در وب سايت نيروی انتظامی، در ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۵ و در جريان برگزاری مرحله نخست طرح مبارزه با بدحجابی، ۱۱ هزار و ۶۱۹ نفر در تهران دستگير شده و به دستگاه قضايی معرفی شدند. این نشان میدهد که مبارزه سختی روزانه برای پوشش آزادانه لباس در جامعه در جریان است. رژیم هر سال با شروع فصل گرما گله های امر به معروف و نهی از منکر را به جان زنان و دختران جوان می اندازد تا مانع فرو ریختن معیارهای عقب مانده عهد عتیقش شود.
با رقص هر تار موی زنان گوشه ای از معیارهای ضد زن اسلامی به لرزه در می آید. بی دلیل نیست که یکی از نقاط تلاقی مبارزه حاد میان رژیم و زنان مسئله پوشش آزادانه است. آنچه که رژیم آنرا حجاب مینامد چیزی جز ینفورم اسلامی نیست که بر تن زنان و دختران جوان میکنند. فرمانده نیروهای سرکوب انتظامی رژیم در تهران ذهن بیمارش را این چنین بیان کرد. "افراد بدحجاب كمتر از 10 درصد كل جامعه را در بخش زنان تشكيل مي‌دهند و مطابق بررسي‌هايي هم كه از سوي مراجع دانشگاهي بر روي اين افراد صورت گرفته آنها به گروههاي فاقد هويت، بيمار و داراي انحرافات اخلاقي تقسيم مي‌شوند. این معلوم نیست کدام مراجع دانشگاهی مورد نظر ایشان است؟ آیا غیر از خیل آخوندهای مفتخور و منادیان جهل و تاریک اندیشی کسی دیگر این چنین حکمی در مورد پوشش زنان دارد؟ کسانی که خود تخدیر خرافه دین شده اند و بیمار واقعی هستند نمی توانند در مقام قضاوت بنشینند. نظامی که ضد ارزش ترین را بعنوان ارزش به خورد جامعه میدهد. جز با نیروی سرکوب و شلاق و زندان نمیتواند به حیات خود ادامه دهد.
جناب فرمانده نیروی انتظامی اگر شما چوب و چماق سرکوبتان را جمع کنید خواهید دید که چند درصد مردم به قول شما "بیمار" هستند! وقاحت هم حدی دارد.سیستمی که این اقلام "پوشيدن شلوارهاي كوتاه، استفاده از شال‌هاي كوچك به عنوان روسري، استفاده از مانتوهاي كوتاه و تنگ پوشيدن لباس‌هاي بدن‌نما از مصاديق برخورد ناجا با بدحجابي است" بتواند این چنین به وحشتش بندازد وضعش نباید زیاد جالب باشد معیاری که با این موارد این چنین احتیاج به لشکر کشی گله های بسیج و امر به معروف به خیابان داشته باشد از بیماری مزمنی رنج میبرد!!.
وي ادامه داد:" بيش از 70 درصد افراد بدحجاب از نوعي فقدان اعتماد به نفس رنج مي‌برند." احتیاجی به این شعبان بی مخ های اسلامی نسیت که در مقام کارشناس اظهار نظر کنند. برداشتن حجاب و پوشش آزادانه زیر لوله تفنگ و باتوم پاسداران جهل نباید از بی اعتماد نفسی باشد با هر متری اینرا بسنجید این از اعتماد بنفس بالایی حکایت دارد. حق به جانبی غرور آفرین کسانی است که تن به معیارهای اسلامی در مورد بردگی زنان نمی دهند.این تلاش رژیم برای سرکوب حق پوشش آزادانه زنان هم با شکست مواجه خواهد شد و در این جدال حجابها بازهم به عقب خواهد رفت. و روسریها "نواری" باریکتر و باریکتر خواهد شد.
در این جدال نابرابر نباید زنان و دختران را تنها گذاشت. این شعار که بارها در اجتماعات مختلف سر داده شد "رهایی زن، رهایی جامعه است" را به یک داده عینی تبدیل کرد. خود آگاهی زنان و مردان برابری طلب در این مورد که آزادی پوشش حق اجتناب ناپذیر زنان است در این جدال بر سر پوشش زنان معنای عملی پیدا میکند.
زنان و جوانان دختر و پسر چاره ای ندارند جز اینکه متحد شوند و هر جا علیه پوشش آنها با تعرض مواجه شدند همانجا جواب مناسب را بدهند. این امکان پذیر است که در محلات و تفریحگاهها اوباشی که برای زنان به بهانه حجاب برای زنان مزاحمت ایجاد میکنند ازهر قماشی که باشند را رسوا کنند.اینرا همه جا به خود آگاهی مردم تبدیل کرد که پوشش لباس جزو ابتدای ترین حقوق انسانها است تعرض به حقوق زنان ،تعرض به همه تلقی شود. این میدانی است که روزانه و در مقیاس جامعه میتوان جمهوری اسلامی را به مصاف طلبید.باید دست رژِیم را از تعرض به پوشش زنان کوتاه کرد.
9آپریل 2007
+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 23:39 |

متن کوتاه زیر عملکرد بخشی از نظام ظالمانه سرمایه داری درگوشه ای ازجهان را نشان میدهد. بار دیگر افسانه اینکه رفاه و آسایش نسبی که در کشورهای صنعتی وجود دارد گویا از سر صدقه نظام سرمایه داری است پوچ و بی معنی میکند. این متن کوتاه نشان میدهد اگر جامعه انباشته از کالا و ملزومات مورد استفاده بشر است حاصل دست رنج کسانی دیگر در گوشه ای است که سرمایه داران حتی بزور مزد برخ و نمیر به آنها می دهند. این گزارش مستند است و در روزنامه مترو چاپ لندن منتشر شده است توجه داشته باشید این آمار و ارقام در مقایسه با کار روزانه در انگلیس و کارگران انگلیسی است. زیرا کالاهای که این کارگران تولید میکنند در انگلیس بفروش میرسد و این شرکتها ادعا میکنند که حداقل دستمزد را بر اساس قانون انگلیس به کارگرانشان می پردازند.
جمال کمانگر

"حقوق کارگرانی که( در بنگلادش) برای فروشگاههای زنجیره ای در انگلیس کار میکنند ساعتی فقط 5 پنس( برای کار مشایه ساعتی 8 پوند در انگلیس ) پرداخت میشود. کارگران سویت شاپ در بنگلادش هفته ای 80 ساعت کار میکنند و مجبور میشوند که به در خواست روسای خود در مورد دستمزد و وضعیت محل کارشان دروغ بگویند.
در بازگشت آنها یک سوم دستمزد روزانه را برای اینکه درهای اضطراری قفل میابشد از دست میدهند. لباسهایی که آنها درست میکنند طبق گزارش "جنگ برای خواسته" در انتهای شلف های فروشگاههای از قبیل" پریمارک" ، "تسکو" و بخشی از جرج رنج "اسدا" میباشد.رئیس موسسه خیریه "جنگ برای خواسته" لوئیس ریچارد میگوید: فروشگاههای بزرگ مانند پریمارک، اسدا و تسکو زمانی میتوانند که پایین ترین قیمت( لباس ) در انگلیس را داشته باشند که زنان کارگر در بنگلادش مورد استثمار هستند.
دادخواستی که در این گزارش مطرح شده است قربانیان مدل بر اساس مصاحبه هایی است که با کارگران در 6 کارخانه که هرکدام بیشتر از 5000نفر در آنها که در داکا پایتخت بنگلادش است مشغول کار هستند
دستمزد در این کار خانه ها از ماهی 8 پوند شروع میشود( در انگلیس برای کاری مشابه ساعتی 8 پوند پرداخت میشود) آنها دستمزدشان تا 16 پوند در ماه افزایش میابد گر بعنوان خیاط با ماشین کار کنند!
اما کارگران شکایت میکنند که این دستمزد برای غذا، مسکن و پول دوا و دکتر کافی نیست.آنها حداقل 10 ساعت در روز کار میکنند اما بعضی از کارگران هرروز کار میکنند و و تا 96 ساعت در هفته مشغول کار هستند.بعضی از آنها تا 140 ساعت در هفته کار میکنند بدون اینکه دستمزد اضافه کاری را دریافت کنند آنها تهدید میشوند اگر درخواست دستمزد اضافه کاری بکنند از کار اخراج میشوند. یکی از کارگران بنام" لینا بیگوم" به جنگ برای خواسته" گفت : از سن 13 سالگی کار در کارخانه را شروع کرده است و ماهی 9پوند دستمزد داشته است.
9سال بعد او اخراج شده به دلیل اینکه از شوهر مریضش نگه داری کرده است.
همچنین او میتوانسته است که به کارخانه بر گردد. او فقط با 6 پوند در ماه وقتی 10 پوند را بابت اجاره خانه و عذا و درمان دارد."
+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 23:37 |