انتشار نامه خمینی در مورد قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل در ۱۸ سال قبل و قبول آتش بس که به بالا کشیدن جام زهر توسط "آقا" معروف شد بار دیگر اپوزیسیون مستاصل ایران را به تکاپو انداخته است. از زوایای مختلف و با تفاسیر کشاف این واقعه را برجسته کرده اند انگار مردم حافظه تاریخیشان را از دست داده اند بعضی ها دوباره دنبال یک ناجی دیگر از نوع خاتمی میگردند و این در حالی است که رفسنجانی اسب بازنده ای است که شرط بندی روی آن جز از اپوزیسیون درمانده ایران از کسی دیگر برنمی آید! اپوزیسیونی که تنها امیدش جدالهای درون رژیم و تغییراتی در چارچوب نظام است. این اپوزیسیون است که تلاش میکند علنی کردن نامه خمینی و "اعلام جنگ" رفسنجانی را به یک واقعه سیاسی مهم در اوضاع حاد سیاسی امروز جامعه تبدیل کند.
با سر کار آمدن احمدی نژاد دیگر لایه ای مثل دو خرداد و یا چیزی شبیه آن امکان مقابله و ابراز وجودی جز غر و لندهای گاه و بیگاه ندارد. این آخرین خاکریزی است که جمهوری اسلامی در آن سنگر گرفته است. مردم خوب میدانند که رفسنجانی و پلاتفرمش در سطح جامعه باخته است بر خلاف برخی نیروهای سیاسی که فکر میکنند که او میتواند نماینده نوعی " تعامل" با غرب و در راس آن آمریکا باشد و تلاش میکنند توهمی را بوجود بیاورند، نه رفسنجانی٬ خاتمی دوم میشود و نه دوخرداد از نوع دیگری در کاراست! دوره هر نوع تلاشی برای بهبود رژیم از درون سالها است که تمام شده است. اینرا دیگر حتی کودن ترین جناح های دول غربی هم فهمیده اند. این امید که "ظهور مجدد" رفسنجانی جان تازه ای در جسد جنبش تغییر رژیم از دورن بزند را حتی خود رفسنجانی هم باور نمیکند. انتشار نامه خمینی در این مقطع زمانی صرفا از سر درماندگی و استیصال رفسنجانی است.
رفسنجانی سرداری است که سپاهش سالها پیش شکست خورده و مضمحل شده و شانسی برای ابراز وجود مجدد ندارد.
رفسنجانی نه شانس پیدا کردن پایه ای مردمی را دارد و نه شانس تبدیل شدن به اهرم فشاری در دست غرب علیه خامنه ای و احمدی نژاد.
تا جائیکه به مردم برمیگردد این نوع جدالها در میان مردم خریداری ندارد، مردم سالها است که از هر نوع تلاشی برای تغییر رژیم از دورن عبور کرده اند. حتی بخشی از دو خرداد امروز سرنگونی طلب شده اند و حرفی جز رفتن جمهوری اسلامی نمیزنند. گنجی فقط نمونه ای از این طیف است. مردم مدتها است که حکم رفتن کلیت جمهوری اسلامی با رفسنجانی و احمدی نژاد و خامنه ای را داده اند.
تا جائیکه به شانس رفسنجانی در مقیاس بین المللی بر میگردد باید این واقعیت را دید که امروز رژیم اسلامی (با احمدی نژاد) به یمن شکست امریکا در عراق و شکست اسرائیل در لبنان ازموقعیت ویژه ای برخوارد شده است. رژیم اسلامی این موقعیت برتر را مدیون جناح احمدی نژاد است. در عین حال امروز احمدی نژاد در مقابل تهدیدات امریکا به بهانه "بحران هسته ای" پرچم دفاع از حق ملی را بلند کرده است و به رهبر بخشی از ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی تبدیل شده است. چلنج کردن این موقعیت کاری نیست که رفسنجانی بتواند از عهده آن بر بیاید.
هرگونه ارزش گذاری روی انتشار نامه خمینی و دامن زدن به توهم نسبت به یک "نوع تغییر" دیگر حتی در سطح دیپلوماسی رژیم با غرب از سر نا امیدی اپوزیسیون و درماندگیش از سازمان دادن مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی است.
پاشنه آشیل جمهوری اسلامی مردم و مبارازت آنها است تنها راهی که در مقابل مردم برای کمترین بهبود در زندگیشان وجود دارد سرنگونی انقلابی این رژیم و نابودی کامل آن است. امروز بار دیگرچپ این شانس را دارد که در این گیرو دار سنگرهای بیشتری را در جامعه فتح کند این فرصت را نباید از دست داد دوره انتخاب فرا رسیده است حزب حکمتیست با گارد آزادی این امکان و قابلیت را دارد که مبارزات مردم را به سر انجام برساند برای به شکست کشاندن جهموری اسلامی در تعرض به دست آوردهای مردم و بنا نهادن یک دنیای آزاد و مرفه به حزب حکمتیست بپیوندید !
۴اکتبر۲۰۰۶
