تبليغاتX
جمال کمانگر

به دنبال انتشار مجدد کاریکاتورهایی از محمد ، پیروان مسلمانش در کشورهای مختلف دیوانه وار  علیه آزادی بیان وعقیده دست به کار شده و عربده می کشند.در کشورهای مختلف با راه انداختن تظاهراتهایی ومشخصا در سوریه و لبنان سفارت دانمارک توسط متحجرین اسلامی به آتش کشیده شد. انتشار کارتون هایی از محمد بار دیگر مرز آزادی بیان کجاست را به میان مطبوعات و دالانهای پارلمانی کشیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت 4:21 |

 

جمال کمانگر

jamalkamangar@yahoo.com

 

 

محمد تورنگ رئیس اطلاع رسانی پلیس تهران در مورد بازداشت دانشجویان و فعالین سیاسی در روز شنبه   گفت: "این یک اعتصاب کاملا صنفی بود و باید از دانشجویان پرسید که در آن محل چه می کرده اند." باید در جواب این  سخنان گفت: این حرکت صنفی نبود به این دلیل که شما و اوباش بسیج و سپاهی آنجا بودید.صنفی نبود چون بچه دو ساله را ه همراه پدر و مادرش به زندان اوین بردید.

 مگر در طول این 27 سال حکومت اسلامی مردم حق تشکل و اعتصاب داشته اند که با معیار "صنف" سراغ اعتراضات بخشهای مختلف جامعه میروید؟

 

 کارگران شرکت واحد  هم خواسته های" صنفی" داشتند چیزی جز آزادی رئیس اتحادیه اشان و حق داشتن تشکل مستقل نمی خواستند که این چنین وحشیانه مود حمله نیروهای سرکوبگر قرار گرفتند.

 

 

اما در مورد حضور دانشجویان  باید پرسید: چرا تعداد کمی از دانشجویان در آن محل حضور داشتند؟! هر دانشجویی که ادعای دفاع از آزادی تشکل و  اعتصاب دارد برای هر آزادیخواهی  که از سرکوب و بی حقوقی بیزار است باید در کنار کارگران شرکت واحد قرار گیرد. می بایست کلاسهای درس را در حمایت از اعتصاب کارگران شرکت واحد تعطیل می کردند.

 

چرا تمام کسانی که در "تهران بزرگ" روزانه از اتوبوس استفاده می کنند آنجا نبودند؟ چرا دانش آموزان دبیرستانها روز شنبه را بی خیال سر کلاسهای درس نشستند و اجازه دادند اوباش بسیج و سپاهی اتوبوسها را به حرکت در آورند؟ اتفاقا باید از سایر بخشهای کارگری پرسید چرا در روز شنبه دست به کلاه خودشان گرفتند و ساکت ماندند تا همکارانشان را در بخش دیگری این چنین وحشیانه سرکوب کنند. خیلی ساده بود اگر تشخیص میدادند که باید کاری کرد. باید جنبید و به یاری همکاران خود رفت .اما انگار باید چند هزار کارگر دیگر دستگیر، شکنجه  و زندانی شوند، تا کارگر نفت تکانی بخورد. این توقعی زیادی نیست. باید ملزومات آنرا فراهم کرد!

 

 این سئوالات روی میز تمام مردم تهران و صد البته مردم سراسر ایران است. روی میز تمام کسانی است که شاهد سرکوب کارگران شرکت واحد بودند . ولی از کنارش گذشتند. انگار به آنها بی ربط بود در حالی که ما شاهد حمایت گسترده و بین المللی طبقه کارگر از استرالیا ، کانادا  و آمریکا  تا اروپا و عراق و شمال آفریقا بودیم که حمایت گرم خود را از کارگران شرکت واحد ابراز داشتند و خواهان آزادی منصور اصانلو و  به رسمیت شناختن حق تشکل و اعتصاب بوده و  هستند . این موج همبستگی کارگری در سراسر دنیا در این دوره کم نظیر بود.حداقل انتظاری این  بود که  کارگران ایران حول این خواسته ها صف طبقاتی خود را متشکل تر کنند.

 

اعتصاب شرکت واحد این واقعیت را برجسته کرد کارگران به نیروی خود و هم طبقه ای  هایشان میتوانند خواسته هایشان را به کرسی بنشانند. 

 

31ژانویه2006

 

 

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در جمعه چهاردهم بهمن 1384 و ساعت 4:21 |

 

 

برگرفته از کمونیست ماهانه - ژانویه 2006

 

جمال کمانگر:

ندای ١٦ آذر باید در جامعه مادیت پیدا کند

 

مصاحبه با جمال کمانگر دبیر سازمان جوانان حکمتیست

 

ماهانه:  اهمیت ١٦ آذر امسال در چیست؟ درحالیکه کمیت تجمعات ١٦ آذر امسال تفاوت چندانی با گذشته نداشت، ١٦ آذر امسال را از چه نظر میتوان نقطه عطف نامید؟

 

جمال کمانگر: از دو جنبه میشود به ١٦ آذر نگاه کرد: اینکه خب، امسال هم مثل پارسال بود و شاید هم محدودتر از سال گذشته برگزار شد. اتفاق خاصی نیفتاد! این میتواند نظر خیلی ها باشد اما  امسال با توجه به تعطیلی دانشگاهها و مراکز آموزشی در آستانه ١٦ آذر به بهانه "آلودگی هوا" رژیم خیال می کرد که ١٦ آذر را پشت سر گذاشته است . قرار بود که احمدی نژاد در دانشگاه حضور یابد و درباره  آنچه که رژیم "پیوند حوزه و دانشگاه" می نامد، سخنرانی کند.

ما چهار روز بعد از تمهیدات رژیم برای مقابله با ١٦ آذر شاهد تجمعی وسیع در دانشگاه تهران بودیم البته ناگفته نماند در  دانشگاههای دیگر به مناسبت ١٦ آذر برنامه هایی  برگزار شد  اما اوج مراسمهای ١٦ آذر، روز یکشنبه ۲٠ آذر بود که به فراخوان دانشجویان چپ و رادیکال برگزار شد .مراسمی  بدون مجوز و بدون اینکه اجازه داشته باشند که آنرا جایی تبلیغ کنند! در این روز بیش ٦٠٠ نفر از دانشجویان تجمع کردند و همه می دانستند که در مراسمی شرکت می کنند که مستقل از ارگانهای وابسته به رژیم در دانشگاه است. به نظر من جنبه مهم و بسیار بیاد ماندنی این روز این حرکت مستقل بود که خود نتیجه کشمکش سه چهار سال اخیر دانشجویان چپ و رادیکال با عوامل دوخردادی در دانشگاه است، که چپ توانست در ۲٠ آذر هژمونی خود را در مقابل جریانات دیگر نشان دهد

 

ماهانه: در بیانیه های ١٦ آذر امسال تکیه بر آزادیخواهی و برابری طلبی و انسانیت و خواست ها و جهتگیریهای اجتماعی خاصی دیده میشود؛ این نشان از چه دارد؟ میشود گفت نشان از رشد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در محیط های دانشگاهی دارد؟

 

جمال کمانگر: اگر به بیانه دانشجویان دقیق شوید خیلی آگاهانه و با وسواس خواسته هایی را فرموله کرده اند و آگاهانه حرف دل میلیونها نفر از مردم در ایران تحت حاکمیت اسلامی را زده اند! اتفاقی نیست که در دفاع از آزادی و برابری، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده، تشکل مستقل دانشجویی و کارگری و بر جسته کردن هویت انسانی در مقابل هویت فومی و اسلامی  را سر لوحه بیانیه خود کرد ه اند. این نشان میدهد که بخش فعال و پیشرو جنبش سرنگونی طلبانه مردم آگاهانه به طرف خواسته هایی پیش میرود که انعکاسش را در جامعه میبینید! اگر از تشکل مستقل کارگری حرف میزنند دلیلش این است که هم اکنون جدال سختی بین فعالین کارگری با رژیم در جریان است. جدا از احکام ناعادلانه دادگاه اسلامی علیه کارگران مبتکر مراسم اول مه سقز، همین چند روز پیش شاهد حمله به کارگران شرکت واحد و اعتصاب قدرتمند آنها  بودیم.  میخواهم بگویم که جامعه در تب و تاب است. جنبش دانشجویی وجوانان هم از جای دوری نیامده اند!  از بطن همین جامعه ملتهب آمده اند. دانشجویان بعنوان بخش میلیتانت جامعه امکان این را دارند که اعتراض کنند و شعارهایی را مطرح کنند که دارد به خوداگاهی مردم تبدیل می شود. در دوره "دوخرداد" معلوم بود که آنها هم در جامعه و هم در دانشگاه دست بالا را دارند ولی بعد از این که از مردم شکست خوردند کسی سراغ آنها نمی رود. کسی دیگر توهمی به اصلاح رژیم از درون ندارد. بعد از انتخاب احمدی نژاد مردم هسته اصلی جمهوری اسلامی را در مقابل خود می بینند. الان ما شاهد عروج پرچمی اعتراضی هستیم  که بر روی آن "آزادی و برابری" و هویت انسانی نقش بسته است.

 

 

ماهانه: حول و حوش ١٦ آذر امسال در دانشگاه تهران هم شاهد نوعی تحرک دانشجویی با رنگ و بوی قومی فدرالیستی بودیم و هم در بیانیه دانشجویان موضع برجسته ای علیه فدرالیسم ابراز شده بود؛ تبدیل فدرالیسم به یک موضوع جدال و تقابل سیاسی در محیط دانشجویی و مراسم ١٦ آذر را چگونه توضیح میدهید؟  

 

جمال کمانگر: ببینید، بالاتر کوتاه اشاره کردم که دانشگاه و جامعه دو جزء انتگره هستند اگر شعاری یا خواسته ای در دانشگاه انعکاس پیدا می کند دلیلش این است که در جامعه کسی یا کسانی آن را مورد پشتیبانی قرار می دهند پس ما شاهد کشمکش و تقابل هایی هستیم که در بطن جامعه وجود دارد. ندیدن این واقعیت در هموار کردن راهمان به سوی سعادت و خوشبختی انسانها مضر است. با توجه به اینکه الان فدرالیسم قومی توسط جریانات راست و قوم پرست و آمریکا در بورس قرار گرفته است؛ نسخه "عراقیزه" کردن  ایران در کشو هیات حاکمه آمریکا قرار دارد؛ برای آمریکا و حامیانش مهم نیست که اگر چند نسل از مردم را به خاک و خون و تباهی فیزیکی بکشانند، مهم پیشبرد نقشه هایشان است؛ عراق شاهد این گونه سیاستهای آمریکاست که ارتجاعی ترین جریانات سیاسی و قومی را بعنوان دولت سر هم کرده اند و شیرازه یک جامعه ۲٥ میلیونی را از هم پاشاند ه اند؛ آنها  می گویند اگر نتوانیم قدرت را در سطح سراسری  به نفع خود یک  سره کنیم چرا قومی گری و قوم پرستی را در بوق نکنیم مهم این است کسانی مجری سیاستهای ما باشند. با این اوصاف ما هم در سطح بین المللی و هم در سطح محلی با پدیده جدیدی در سیاست ایران روبرو هستیم که فدرالیسم قومی است نتیجتا ما امسال شاهد بودیم که تعدادی از دانشجویان حول فدرالیسم جمع شدند. دانشگاه انعکاسی از گرایشات و طبقات مختلف است که جاهایی نمود پیدا میکند. ما بعنوان جوانان چپ و کمونیست بر این امر واقفیم و تلاش می کنیم که آنرا خنثی کنیم!

 

ماهانه: کلا ویژگی تقابل چپ و راست و بقایای دو خرداد (تحکیم وحدت) و دیگران و تلاش انجمن های اسلامی سر به رژیم در ١٦ آذر امسال چگونه بود؟ نشانه های این تقابل ویژه چه بودند؟

 

جمال کمانگر: ما امسال شاهد مراسم های گوناگونی بودیم که یک جوری پلاریزاسیون طبقاتی و گرایشات مختلف را نمایندگی می کرد همانطور که در بالا اشاره کردم فدرالیست چی ها که کم و زیاد مراسم خودشان را گرفتند . ملی –مذهبی ها که حول دو خرداد جمع شده اند هم مراسم خودشان را در روز سه شنبه ۲۲ آذر برگزار کردند. جالب است اگر به تمهای مورد بحث آنها توجه کنید درجه واگرایی جنبش دانشجویی و جوانان را به سمت عمیق تر شدن اختلافات میتوانید ببینید! گرایش چپ و رادیکال با آن بیانیه تماما انسانی و امیدبخش نقطه عطفی در جنبش دانشجویی گذاشتند اما تحکیم وحدتی ها  زور خودشان را زدند و چند صد نفری را حول شعار "دین باوری و دمکراسی خواهی " جمع کردند همراه با دوخردادی های سابق دور هم جمع شدند و بخشی را به انتقاد از تحکیم وحدت که گویا هیچ وفت "تکثر گرا" نبوده است اختصاص دادند!  البته در این روز هم دانشجویان چپ و رادیکال نگذاشتند آب راحت از گلویشان پایین برود. احمدی نژاد هم خیلی بی سروصدا به دانشگاه  تربیت مدرس رفت و به تعدادی از دانشجویان جوایزی داد که بخشی از آنها  از عوامل رژیم در دانشگاه بودند! احمدی نژاد هم طبق معمول سالیان رژیم بر" پیوند حوزه ودانشگاه"  تاکید نهاد این کل تقابل امسال بود. جریانات حاشیه ای دیگر بسته به جایگاه طبقاتی شان در یکی از این تجمعات شرکت داشنتد. اما آنچه مهم بود تعمیق نفوذ چپ در دانشگاه بود که باید این را بیشتر تثبیت کرد.

 

 

ماهانه: ١٦ آذر یک روز سمبلیک و تاریخی مبارزه صداستبدادی دانشجویان در ایران است. خصوصیات امروزی این مبارزه و تقابل چیست؟ مشخصا با توجه به اسلامی بودن استبداد حاکم، این تقابل ضداستبدادی چقدر خصلت ضداسلامی به خود گرفته است؟

 

جمال کمانگر: راستش ١٦ آذر برای ما و دانشجویان دست اندر کار اعتراضات چند ساله اخیر بیشتر با شعار "آزادی و برابری" شناخته می شود تا اینکه در پنجاه سال پیش چه اتفاقی افتاده است. مثل جوانی است که الان در مورد انقلاب ٥٧ ازش بپرسید می گوید: "چیزهایی در کتابها خوانده ام " ما نه خاطره ای از آن دوران داریم  و نه برایمان مهم است که  چی بوده. مهم این است که در حال حاضر چه می خواهیم و دنبال تحقق چه خواسته هایی در سطح جامعه هستیم. می خواهم بگویم ١٦ آذر پیام ضد استبداد واختناقش امروز با اعتراضات دانشجویی و با بلند کردن خواسته های مردم معنا پیدا می کند این روز دیگر فراتر از یک بزرگداشت است. رژِیم هم این روز را به تعبیر خودش "گرامی" میدارد!  اما مهم این است که ١٦ آذر در دوران اخیر به سمبل چه چیزی تبدیل شده است؟ که همه متوجه هستند ١٦ آذر به سمبل  رادیکالیسم و دفاع از خواسته های انسانی اقشار مختلف مردم تبدیل شده است. رژیم تلاش می کند آن را به "حوزه" پیوند دهد! ما هم تلاشمان این بوده است و تا درجه ای هم موفق بودیم که آن را به جنبشهای اجتماعی روبه اعتلای  جوانان، به رهایی زن ، به خلاصی فرهنگی و به جنبش کارگری پیوند دهیم. بلند کردن شعارهایی در دفاع از حقوق برابر زن و مرد وشرط رهایی انسان رهایی زنان است و یا حمایت از تشکلهای مستقل کارگری و دفاع از کارگران اول مه سقز و یا مراسم اول ماه مه امسال و دعوت از چهره های شناخته شده کارگری مانند برهان دیوارگر و دیگران در دانشگاه نشان این پیوند است. و اما جنبش خلاصی فرهنگی الان یک تقابل روزانه است که تمام دانشجویان را به نحوی در بر می گیرد و جنگ و گریزی همیشگی در جریان است. تلاش برای  پس زدن آداب و رسوم اسلامی وشرقی، آن بعد ضد اسلامی جنبش جوانان و دانشجویی است  که هرروز حادتر میشود. وقتی صحبت از اختناق پلیس وسیاسی میشود باید  ضرب در قوانین اسلامی که به شدت ضد شادی و خوشبختی جوانان است شود! طبعا میزان نفرت از قوانین اسلامی بر میگردد به نفرتی عمیقیتر  که طی این ۲٦ سال حاکمیت اسلامی در ایران انباشته شده است! اگر دختر هستی حتما بارها بخاطر نحوه لباس پوشیدن با" فاطمه کماندو ها" (اصطلاحی که اخیرا دختران برای "خواهر زینب ها"  به کار می برند) روبرو می شوی. پسرها هم به همان اندازه تحت فشار قوانین اسلام هستند بنابراین یک مشخصه بارز جنبش جوانان ضد مذهبی بودن آن است.

 

ماهانه: شما قبل از ١٦ آذر گفتید "دانشگاه به تریبون اعتراض مردم تبدیل شود"، این اتفاق افتاد! قدم بعدی چیست؟

 

جمال کمانگر: ما در سه چهار سال اخیر شاهد گسترش چپ و رادیکالیسم در سطح دانشگاهها بوده ایم. در گذشته هم این چپ وجود داشت اما در زمان برو بیای دوخردادی ها عیان نبود. بعد از  شکست دوخرداد الان این چپ  خود را در مقابل همه قرار داده است. اگر تا دیروز تحکیم وحدتی بود امروز دیگر منقرض شده اند و هرروز از هم انشعاب می کنند. چپ این بار جامعه را خطاب قرار داده است . قدم بعدی دیگر رهبران جنبشهای اجتماعی است که باید از لاک خود بیرون بیایند دیگر طرح خواسته های صنفی کافی نیست! نمی گویم نباید برای بهبود وضع موجود کاری کرد اما  مخاطب اصلی ١٦ آذر امسال رهبران کارگری است که قدم جلو بگذارند. خطابش رهبران جنبش رهایی زن در سطح جامعه است  که باید با طرح خواسته های فرا صنفی خود جان تازه ای به مبارزات مردم بدهند. بنظر من قدم بعدی دیگر توپ به میدان رهبران عملی سایرجنبشهای اجتماعی در گیر در سیاست ایران افتاده است. باید حول این خواسته هایی که دانشجویان بلند کرده اند متشکل شد. نباید دانشجویان را تنها گذاشت. رادیکالترین خواسته ها را طرح کرده اند، که منافع کل جامعه را نمایندگی می کند. جامعه در التهاب است این و ضعیت تا ابد این جور نمی ماند. دانشجویان امسال در ابعاد سراسری، جامعه و رهبران کارگری، زنان و فعالین دفاع از حقوق کودکان و سایر اقشار جامعه را خطاب قرار داده اند باید حول بیانیه به شدت انسانی و رادیکال آنها گرد آمد. این باید بتواند بسیج کننده مردم در سطح جامعه و سایر یخشهای دیگر باشد. ندای "انسان آزاد و برابر" امسال از دانشگاه آمده است این ندا را باید به گوش میلیونها نفر رساند. این ندا باید مادیت پیدا کند.

 

 

۲٥ دسامبر ۲٠٠٥

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در شنبه یکم بهمن 1384 و ساعت 5:54 |