تبليغاتX
جمال کمانگر
فراخوان به مردم کامیاران !

رضا کمانگر، ابراهیم باتمانی (شیروانه) و جمال کمانگر

اعدام شنیع ترین شیوه قتل انسان بشمار می آید. اعدام قتل عمد دولتی است و باید از قوانین جاری حذف شود.این خواسته انسانی سرلوحه مدافعین حق حیات است. تاریخ ما را قضاوت خواهد کرد باید برای لغو حکم اعدام از هیج تلاشی فروگذار نکرد.جمهوری اسلامی اینبار با توسل به دادگاه و قوانینش میخواهد فرزاد کمانگر را از حق زنده ماندن محروم کند.علیه حکم اعدام فرزاد کمانگر به میدان بیائید. فرزاد به شهادت همه شما و فرزندانتان معلمی دلسوز و آگاه بود. فرزاد را میشود و باید از مرگ نجات داد. این کار از شما مردم آزادیخواه کامیاران و حومه بر می آید. تا لغو اعدام فرزاد و تا لغو اعدام از قوانین حاکم باید مبارزه کرد. مردم باید سازمان یافته عمل کنند.
اگر فرزاد فرزند شما ، برادر و یا معلم و دوست شما بود چه حالی داشتید؟ آیا دست روی دست می گذاشتید یا کاری میکردید؟ این سئوالات دور از ذهن نیست این واقعیتی است که امروز شما با آن روبرو هستید. یک روز خود را جای مادر، برادر و خانواده فرزاد بگذارید.فرزاد و هیچ انسان دیگری سزاوار مرگ نیستند!
مردم آزادیخواه کامیاران، جوانان مبارز!
امروز وظیفه سنگینی بر دوش شماست. فرزاد مثل همه ما زندگی را دوست دارد و باید زندگی کند. برای لغو اعدام فرزاد کمانگر به میدان بیائید. از هر شیوه ای که برای شما ممکن است . با شعار " حکم اعدام  ممنوع باید گردد" " حکم اعدام فرزاد بایدلغوگردد"، "آزادی زندانی سیاسی" و " زنده باد زندگی  و زنده ماندن" ، بزرگترین اتحاد و همبستگی را میان خود بوجود آورید. دفاع از حق حیات انسان ، دفاع از زندگی فرزاد و همه کسانی است که سایه شوم مرگ بروی سر آنها میچرخد.

25ژوئیه2008
4مرداد1387


 

 

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 4:20 |

در ادامه کمپین برای آزادی دانشجویان و زندانیان سیاسی و علیه اعدام فرزاد کمانگر ،  امروز جمعه 18ژوئیه 2008 هیئتی از فعالین حزب حکمتیست از ساعت 12 تا یک بعد از ظهر در دفتر روزنامه پرتیراژ" گاردین" در لندن تحصن کردند.  با در دست داشتن پوسترهای فرزاد کمانگر، فرهاد حاج میرزایی و عابد توانچه که بر روی انها به زبان انگلیسی نوشته شده بود:"اقدام فوری برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران"،"نه به اعدام زندانیان سیاسی در ایران "،" نه به اعدام فرزاد کمانگر "و "عابد توانچه را زندانی نکنید! " خواهان دیدار با مسئول بخش خاورمیانه این موسسه خبری در انگیس شدند. پس از مدتی دبیر بخش خاورمیانه این روزنامه آقای "ایان بلاک" در میان متحصنین حضور پیدا کرد و با فعالین حزب حکمتیست و علت این تحصن خبر و مصاحبه تهیه کرد.

 نمایندگان هیئت در مورد وضعیت ایران و فرصتی که رژیم در سایه فضای جنگی برای سرکوب مبارزات مردم ایران بدست آورده است  به تفصیل صحبت کردند . متحصنین خاطرنشان کردند: که ما از تمامی راههای موجود برای تحت فشار قرار دادن رژیم و متوجه کردن افکار عمومی در جهان استفاده میکنیم  تا این موج جدید سرکوب را عقب برانیم.از روزنامه "گاردین" هم با توجه به اینکه میلیونها خواننده دارد، انتظار داریم که در این زمینه اقدامی عاجل در دستور خود قرار دهد.

جمال کمانگر دبیر تشکیلات خارج کشور حزب حکمتیست بطور ویژه در مورد حکم اعدام فرزاد کمانگر و شکنجه های بی وقفه فرهاد حاج میرزایی با "ایان بلاک" صحبت کرد و آخرین اطلاعات در این مورد را در اختیار رونامه گاردین گذاشت که " ایان بلاک" قول مساعد داد که این مسئله را در اسرع وقت منعکس خواهد کرد.

تشکیلات بریتانیا حزب حکمتیست

18جولای2008






+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 2:53 |

ترجمه و تلخیص شده از جمال کمانگر

منبع: آسیا تامیز آنلاین

یک لطیفه مشهور چنین میگوید: مرد مسنی با دختر جوانی سالهای قبل ازدواج کرده و با هم بودند. اسم دختره "مانا" بود.هروقت مرد از عروس جوانش دیدن میکرد دختر از اینکه ریش بلند پیرمرد خیلی سفید شده است گله داشت، و موهای سفید او را می کند.روز بعد مرد از زن اولش "هانا" دیدن میکند که با هم، هم سن بودند و او شکایت میکرد که ماندن موهای سفید برای او زیاد برازنده نیست و موهای سیاه را میکند! مرد سرانجام ریشی برایش باقی نماند و شوربختانه با خودش در مقابل آینه حرف میزد:" بین هانا و مانا ، من ریشم را از دست دادم"!! روح این داستان در عربی این است که مردها نمیتوانند تمام سلیقه های زنانشان را برآورد کنند.

عراقیها امروز از این داستان برای نخست وزیرشان نوری مالکی استفاده میکنند که با وجود همه نا یکسانی ها او بین آمریکا که در سال 2006 وی را به قدرت رساند دلجویی کند و در عین حال ایران حامی و هم مذهب را هم خشنود گرداند.

آمریکاییها به مالکی گفته اند که پیمان بلند مدت با آمریکا را که به آنها اجازه میدهد 50 پایگاه نظامی دائمی در عراق داشته باشد امضا کند.ایرانیها خشمگینانه به مالکی دستور دادند که این کار را نکند و مدعی شدند که این یک تهدید مستقیم برای امنیت کل منطقه و خصوصا ایران است.

طبق گزارشات ، آمریکائیها برای به نتیجه رساندن آن تا 30 جولای 2008 فشار میاورند و از اینکه پیشرفتی  پس از شروع گفتگوها از فوریه امسال حاصل نشده، ناراحت هستند.ایران یک کمپین قوی و عمومی در این رابطه علیه این معاهده راه انداخته است و از تمام شیعیان در عراق خواسته که آنرا غیر ممکن کنند.

در هفته های اخیر دشمنان سنتی مانند "عبدالعزیز حکیم" رهبر مجلس اعلای اسلامی عراق و" مقتدا صدر" به بالاترین سطح فشار بر مالکی رسیده اند که معاهده را امضاء نکند.

حکیم که رابطه خوبی با واشنگتن دارد و از آن راضی است نمیتواند علیه حامیش ایران یا علیه شیعیان حوزه انتخابیه اش بیاستد و توافقنامه را قبول کند. ایران چنین توافقنامه ای را بهانه یا دستاویزی برای اشغال طولانی مدت عراق در نظر میگیرد.

اولین بار آیت الله کاظم هیری که در قم مستقر است علیه آن به شدت سخن گفت. این سخنان  تنها زمانی با هم میخواند که سیستانی را با خودش داشته باشد و فتوای مذهبی برای ممنوع کردن چنین معاهده ای را صادر کند.علی رغم تنشها میان "صدریها" و ایران، مقتدا صدر بیانه ای برای تظاهرات های عظیم علیه توافق نامه صادر کرده است.

آمریکا علاوه بر 50 پایگاه نظامی دائمی، میخواهد که در طولانی مدت سرپرستی وزارتخانه های داخلی و دفاع را (کمتر از 10 سال نباشد) بعهده داشته باشد. این به آمریکائیها حق ویژه برای بازسازی عراق، آموزش نیروهای نظامی و نگهداری نیروهایش، در حالت فعلی در خاک عراق با مصونیت از دادگاههای عراقی میدهد.

این معاهده به آمریکائیها حق میدهد تا هر عراقی که علیه منافع آمریکا در عراق فعالیت کند دستگیر و مورد تعقیب قراردهد. آمریکا متعهد میشود تا عراق را از هر جنگی،کودتایی یا انقلابی محافظت کند. همچنین آمریکا حق کنترل مرز هوایی عراق را بر عهده خواهد داشت.

 

برهم صالح معاون نخست وزیر میگوید:" آمریکائیها تهدید کرده اند اگر این معاهده قبل از دسامبر ( تاریخی که سازمان ملل برای ماندن آمریکا در عراق تعین کرده است منقضی میشود) امضا نشود  کمتر از 50 میلیارد دلار ارزش پول ملی عراق را مسدود کرده و تمامی بدیهی های پولی عراق به آمریکا را نگه میدارند.

صالح اظهار داشت:" دوستان آمریکایی ما نیاز به فهمیدن دارند که این معاهده باید برای حاکمیت عراقیها احترام قائل شود.ما به آنها احتیاج داریم که مدت طولانی بمانند ونیز  آنها میدانند باید برای مدتی طولانی اینجا بمانند".

 بعد از دیدار مالکی از تهران در این ماه مالکی موضع خود را به روشنی بیان کرد که آمریکائیها را شگفت زده کرده است و گفت :" عراق یک انتخاب دیگر دارد و احتمالا از آن استفاده کند. دولت عراق این حق را دارد که از سازمان ملل بخواهد که به حضور نیروهای بین المللی در خاک عراق پایان دهد.او اضافه کرد : ما خواسته هایی از طرف آمریکائیها گرفتیم که به طریق اولی حاکمیت عراق را مورد تجاوز قرار میدهد. و این چیزی نیست که ما هرگز آنرا قبول کنیم. ما به یک عدم توافق روشن رسیدیم اما من به شما اطمینان میدهم که تمام عراقیها توافقنامه ای که حاکمیت عراق را مورد تعدی قرار دهد  به هر نحوی رد خواهند کرد.

این سخنان بی باکانه مستقیما از طرف رهبر ایران علی خامنه ای در طی سفر مالکی به تهران دیکته شده است. در پیش نویس دوم (معاهده) که بوسیله آمریکائیها ارائه شده است نکات ساده ای را عوض کرده اند که به عراقیها حق مجازات افسران، سربازان و پیمانکاران خصوصی  که قانون عراق را نقض کنند داده است و آمریکائیها برای بازداشت عراقیها به دادگاههای عراقی مراجعه میکنند تا اجازه دهند کسی را دستگیر کند.

پیش نویس اولیه معاهده از طرف مالکی با این توجیه که هنوز این معاهده از طرف نمایندگان پارلمان مورد بررسی قرار نگرفته رد شده است. یک نماینده پارلمان عراق از مالکی سئوال کرد " اگر فردا آمریکائیها تصمیم به ترک عراق بگیرند من میخواهم علیه آن باشم هنوز خیلی اوضاع بی ثبات است و ما توانایی دفاع از خودمان را نداریم"

چه چیزی در این نخست وزیر هست؟ یک جهش ناگهانی در ناسیونالیسم عراقی ؟ یا کوران دستوارت از تهران توسط رهبرانی نگران  از افزایش صحبت  حمله امریکا قبل از ژانویه 2009؟ عراقی وابسته به هیئت حاکمه آمریکا بعد از جرج بوش میتواند قابل استفاده تر برای هر ماجراجویی نظامی علیه تهران باشد.

رهبران ایران سه رویداد را با علاقه در منطقه دنبال میکنند که همه در یک هفته اتفاق افتاده است. یکی نیاز اسرائیل به حمله نظامی به ایران که توسط معاون نخست وزیر اسرائیل" شائول موفاز"  بیان شده بود.  این هم زمان بود با دیدار بوش و اولمرت نخست وزیر اسرائیل . دوم بحث امضاء یا عدم امضای توافقنامه امنیتی بین عراق و آمریکا . سوم سخنان ناگهانی باراک اوباما کاندید دمکراتها برای ریاست جمهوری  آمریکا در لابی موثر یهودیان آمریکا –اسرائیل بود. در جهان سوم این استنباط در مورد او وجود داشت که این رئیس جمهور مذاکره است تا بمباران ایران را عوض کرد. اوباما گفت: اورشلیم پایتخت ابدی اسرائیل یک پارچه باقی خواهد ماند.در مورد ایران گفت:" رژیم ایران حامی خشونتها و تندروها می باشد و منافع ما را در منطقه به مصاف طلبیده است. دنبال ساخت سلاح هسته ای است که میتواند منطقه را در مسابقه تسلیحاتی فرو برده و  دانش هسته ای را به تروریستها انتقال دهد. خطر ایران بسیار جدی و واقعی است و هدف من از بین بردن این خطر خواهد بود."

اینها دلایل کافی برای رهبران ایران است که بیشترین فشار را بر مالکی وارد آورند تا وضع را عوض یا کارش را ول کند و جا را برای یک حاکم شیعی دیگر که بتواند از منافع ایران دفاع کند بازنماید. خامنه ای از رهبران شیعه عراقی با وجود اختلافاتی که دارند خواسته که با هم متحد شوند تا این معاهده به سرانجام نرسد. به مالکی به صراحت گفته شده است که این معاهده را غیره ممکن سازد. با اینکه آمریکاییها فکر میکنند که با فشار بیشتری بر مالکی میتوانند رسما جواب بگیرند، واقعیت خیلی فرق میکند. البته آنها میتوانند او را از قدرت ساقط کنند .اما این وضعیت خیلی دشواری است تا کسی جدی و قابل اعتماد شیعی از میان" ائتلاف عراق متحد" برای حاکمیت پیدا کنند که بخاطر آمریکا علیه ایران بیاستد.اظهارات "موفاز" و سخنان "اوباما" وضعیت را برای مالکی  بهتر نمیکند. 6 ماه دیگر از عمر جورج بوش در کاخ سفید باقی مانده است و او هنوز قدرت اینرا دارد که به ایران حمله کند. 

19ژوئن2008 

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 4:41 |


در مراسم خاکسپاری و یاد بود شهناز هزاران نفر از شهرهای کامیاران، سنندج، کرمانشاه و روستاهای اطراف شرکت کردند و با خانوده ما اظهار همدردی و یاد و خاطره شهناز را با حضور خود گرامی داشتند. در این مدت تعداد زیادی از دوستان و آشنایان ما در خارج کشور با تلفن و ارسال پیامهای همدردی ما را مورد لطف خود قرار داده اند. این حضور و ارسال پیامها غم از دست دادن این عزیز را برای ما قابل تحملتر کرد.از طرف خودم و خانواده ام کمال تشکر و قدردانی داریم . یاد و خاطره شهناز، عزیز و گرامی باد.

جمال کمانگر

لندن

31مه2008

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:57 |

 



چه دردناک است وقتی که خبر از دست دادن کسی را دریافت کنید. کسی که از کودکی باهاش بزرگ شدی. با خنده هایش خندیدی و با گریه هایش گریه کردی. با شیرین زبانیهایش به اوج رسیدی با اخم هایش اخم کردی. برایم خیلی دردناک است. یک درد عمیقی تمام وجودم را فرا گرفته است. دردی جانکاه و بی پایان. دردی که مانند سایر دردهای دیگر در وجودم لانه کرده است. برایم دردناک است وقتی به صورتش نگاه میکنم. با شنیدن خبر مرگش به سرعت هرچه خاطره اش در وجودم بود دوباره زنده شد.نمی خواهم حتی کوچکترینش را از دست بدهم حتی وقتی که شیشه شیرش تمام میشد و اگر سیر نمیشد به زمین مزدش و بیشتر میخواست اگر نمی دادند از لج مادرش لباسش را میمکید! سختی مرگ شهناز برای من مرگ یک بخش از زندگیم بود. چرا که باهم بزرگ شدیم.هر دفعه که باهم تماس تلفنی داشتیم قول میداد که راهی که من در پیش گرفتم ادامه خواهد داد. میگفت من باید روی پای خودم بایستم. تلاش شبانه روزیش برای قبولی در کنکور بالاخره سال 86 نتیجه داد و دانشگاه کرمانشاه قبول شد. کارشناسی بیولوژی . وقتی قبول شد گفت قبول شدم و اولین قدم را برداشتم. اما متاسفانه فقط یک سال توانست در رشته مورد علاقه اش درس بخواند . مرگ نابهنگام به امید و آرزوهای جوانش دیگر امان نداد.و داستان زندگی کوتاه و پرتلاشش را قطع کرد. روز سه شنبه 20ماه مه2008 در راه رفتن به دانشگاه در حالی که در پیاده رو بوده است یک ماشین با سرعت بالا وارد پیاده رو میشود جان  شهناز22ساله  و 2 نفر دیگر را میگیرد. و برای همیشه ما را از وجود نازنینش محروم میکند. شهناز دختر دوم خواهرم بود که محبوب همه بود. یاد و خاطره اش گرامی باد.  
+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 19:3 |

گفتگوی تلویزیون پرتو با جمال کمانگر در مورد اعتراضات اخیر دانشجویی

پرتو: شما اخبار اخیر دانشجویی را چگونه دسته بندی می کنید؟ آیا همه را در یک جهت می بینید یا فکر می کنید هر کدام را جداگانه باید نگاه کرد؟

جمال کمانگر: می شود هر کدام را جداگانه نگاه کرد. در هر دانشگاهی مسئله معینی باعث اعتراض دانشجویان شده است. میتوانیم مثلا از قم شروع کنیم. در یک روز تعطیل دانشگاه زاهدی وزیر علوم همراه با احمدی نژاد به قم رفته بود. از قبل تعدادی دانشجو را دستچین کرده بوند که در یک سئوال و جواب نمایشی شرکت کنند. با توجه به اینکه روز تعطیل دانشگاه بوده است تعداد زیادی در محل حاضر شده و زاهدی را با سئوالاتشان خجالت داده اند. نمونه دیگر در دانشگاه سهند تبریز است و بر خوردی که معاونت فرهنگی دانشگاه و رئیس حراست نسبت به دختران دانشجو روا داشته اند. اسامی آنها را بعنوان "بد حجاب" و کسانی که حجابشان را رعایت نمی کنند بر روی تابلوهای اعلانات دانشگاه نوشته اند. در جاهایی هم حتی به دختران دانشجو تعرض کرده اند. این باعث یک اعتراض گسترده ای در این دانشگاه شده و از روز دوم اردیبهشت ماه دانشجویان شروع به اعتراض کرده اند و خواسته های دیگری را هم مطرح کرده اند. تعداد زیادی از دختران و پسران در این اعتراض شرکت کرده اند. دانشگاه مازندارن هم که دوربین های مدار بسته کار گذاشته اند و دانشجویان به آن اعتراض کرده ا ند به دانشجویان گفته اند که در مقابل" دزدی" این دوربینها را کار گذاشته اند که دانشجویان این ترفند را به مسخره گرفته و گفته اند " مگر کسی می خواهد میز و صندلی را ببرد؟ هدف شما بیشتر پادگانی کردن فضای دانشگاه است". دو روز است که دست به تحصن زده و خواهان بر چیده شدن دوربینهای مداربسته در این دانشگاه هستند. روز سه شنبه اعتراض ، تریبون آزاد و انتخابات در دانشگاه امیر کبیر در جریان بوده است. حدود ٨٠٠ نفر از دانشجویان در این تریبون شرکت کردند و انجمن اسلامی خود را مجددا انتخاب کرده اند. به احکام حبس و زندانی کردن احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری اعتراض کرده اند. نمونه دیگر دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه شیراز است که همبستگی خود را با دانشجویان در بند اعلام کرده اند. این اعتراضات مربوط به ٤ـ٥ روز اخیر است .

پرتو: جالب است که این اعتراضات عرصه های متفاوتی را شامل میشود. مثلا" بد حجابی" در دانشگاه سهند تبریز و اعتراض دانشجویان و اینكه خواستار بر چیده شدن این تصمیم شده اند. اینها با وجود اینكه در دانشگاه اتفاق افتاده اما در واقع فراتر از دانشگاه است. شما این را چگونه می بینید؟

 

جمال کمانگر: یکی از اعتراضاتی که در دانشگاه همچنان در جریان است اعتراض به جداسازی جنسیتی بوده است. اعتراض به حجاب فراتر از دانشگاه است اما تبلورش را در دانشگاه میشود دید. این مسئله مستقیما به زندگی دانشجویان و به حرمت و کرامت انسانی آنها ربط دارد. وقتی اسم کسی را در تابلو اعلانات دانشگاه میزنند که خانم شما "بد حجابی" و سپس به با خانواده دانشجویان تلفن میكنند. وقتی در دانشگاه رازی کرمانشاه نشریه دانشجویی"ایرانشیر" را توقیف میکنند این فقط به یک نشریه دانشجویی بر نمی گردد. آنجا اعتراض در دفاع از آزادی بیان و نشریات مستقل در جریان است. این اعتراضات را اگر دقیق نگاه کنید هر کدام از یک زاویه، خواست مردم جامعه است و به شکلی دیگر بیان مشود.

 

پرتو: این اعتراضات در واقع برای آزادی های بیشتر صورت گرفته است و انتظار میرفت كه بعد از ١٣ آذر برای یک دوره قطع بشود. ولی این اتفاق نیافتاد.

 

جمال کمانگر: این تصویر بعد از دستگیری های وسیع ١٣ آذر که عموما از طیف چپ دانشجویان دانشگاهها بودند وجود داشت. مشخصا دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بعد از آن دوره حتی خود جمهوری اسلامی تصور نمی کرد که اعتراضات به این شکل پا بگیرد و تا این حد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب موقعیت خودشان را تثبیت کنند و محبوب همه قرار بگیرند. شعار پایه ای دانشگاه پادگان نیست اعتراض به تمام این هاست. این شعار خیلی گویاست. شعار " نه به جداسازی جنسیتی"، "نه به حراست دانشگاه"، " نه به احضارهای مکرر به کمیته انظباطی" ، نه به دوربینهای مدار بسته"، "نه به سانسور"، "نه به تعطیلی نشریات دانشجویی"... تمام اینها بخشی از یک مبارزه پی گیری است که ظرف٤ـ٥ سال گذشته در دانشگاه در جریان بوده است .این جنبش قابل سرکوب نیست و هر روز به شکلی در دانشگاههای مختلف خودش را بیان میکند.

 

پرتو: حضور زاهدی و سخنرانی های انتخاباتی و ابراز وجود نیروهای رژیم در دانشگاه این سئوال را پیش می‌ آورد كه ایا رژیم میخواهد وانمود كند كه شعار دانشگاه پادگان نیست شامل این موارد نمی شود و اینكه دانشگاه خواستش این باشد كه اینها آزاد باشد، نظر شما چیست؟

 

جمال کمانگر: همه جریانات اجتماعی سعی میکنند که از دانشگاه نیرو بگیرند. قطعا دانشجویان به هر حضوری که مقامات رژیم در سه- چهار سال اخیر داشته اند اعتراض کرده اند. اتفاقا نه رئیس جمهور احمدی نژاد و نه وزیر علوم رژیم و نه هیچ کدام از مقامات جمهوری اسلامی در هیچ دانشگاهی راحت نیستند و نمی توانند به راحتی از موقعیت خود دفاع کنند. دو سال پیش بود که عکس احمدی نژاد را جلوی چشم خودش آتش زدند.

 

پرتو: جمهوری اسلامی از یک طرف سعی میکند ومیخواهد با دستگیریها و پاپوش دوزیها و غیره فرجه و امکان فعالیت دانشجویان را کم کند از طرف دیگر این اعتراضات دارد روز به روز بیشتر میشود شما اشاره کردید که این نمونه ای از اعتراضات در جامعه است و به اعتباری این جنبشها به نحوی به هم وصل هستند. میشود بیشتر توضیح بدهید؟

 

جمال کمانگر: کسی که در دانشگاه است از جامعه می آید. فرزند کارگر یا دیگر اقشار جامعه است. از همان جامعه ای است که در آن فقر، فلاکت، بیکاری و سیستم مذهبی و فشار سیتماتیک بر مردم وجود دارد. یک دانشجو که از چنین وضعیتی می آید فرصت دارد که خواسته ی مردم را بیان کند. جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله طبقه کارگر و هم تلاش میکنند که هژمونی خود را دردانشگاه تثبیت کنند. در این دوره چپ توانسته است که هژمونی خود را اعمال کند و با بلند کردن خواست آزادی و برابری و دانشگاه پادگان نیست و شعارهای رادیکال از جمله علیه آپارتاید جنسی، علیه حجاب، دفاع از آزادی بیان، دفاع از آزادی تشکل و در دفاع از حقوق کارگران و به درجه زیادی حضور در محافل کارگری اعتراضات دانشجویی را با جامعه چفت کرده است. برای نمونه در اعتراضات دانشگاه سهند تبریز علیه بی حرمتی و هتک حرمت به دانشجویان دختر در اطلاعیه ای که صادر کرده اند، گفته اند که شما در جامعه هم دارید همین کار را می کنید این برای ما تازه گی ندارد بیرون دانشگاهها همین مشکلات در یک مقیاس بزرگتر وجود دارند.

 

پرتو: دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بعنوان یک نیروی متشکل در دانشگاه و جامعه موجوداند و جامعه آن را ارزیابی میكند. شما آینده آن را چه گونه می بینید؟

 

جمال کمانگر: وقتی جمهوری اسلامی به دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب حمله و آنها را دستگیر کرد فکر میکرد که با این كار آب از آب تکان نمی خورد و می تواند دانشگاه را برای یک دوره ای ساکت کند. ولی با دستگیری این دانشجویان و شکنجه و زندانی کردن آنها، سر انجام مجبور شد زیر فشار بین المللی با وثیقه های سنگین آنها را آزاد کند. البته هنوز تعدادی از آنان در بند هستند. آلان دانشجویی که در ایران اعتراض میکند وقتی که جنبش وسیعی را كه در ایران و خارج کشور و در میان دانشجویان دانشگاههای مختلف دنیا و به درجه زیادی در میان اتحادیه های کارگری در دفاع از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به راه افتاد می بیند، قوت قلب می گیرد و به درستی راهی كه انتخاب كرده بیشتر پی می برد. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تمام خواسته های دانشجویان را نمایندگی كرده و امروز تاثیر غیر قابل انكاری بر جامعه و بر فضای دانشگاهها دارد. رهبرانش بعنوان رهبران نه تنها محبوب در دانشگاه بلکه در میان مردم و حتی در دنیا تبدیل شده اند. بنظر من این دستاوردها در کوتاه مدت و میان مدت هم قابل برگشت نیست و راه خودش را طی میکند.

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:43 |

(در حاشیه مصاحبه صلاح مهتدی در مورد چپ در ایران و کردستان)

اگر شما به جای خان افتخار بورژوا بودن در کردستان را به خود و خانواد ه تان میدهید، کمی هم لطف داشته باشید و همزاد بورژا یعنی  کارگر را هم به رسمیت بشناسید!  

اخیرا صلاح مهتدی معلوم نیست به سفارش کدام بنگاه ضد کمونیست در کردستان و ایران وظیفه تجزیه و تحلیل چپ را در قالب یک مصاحبه به عهده گرفته است. دوباره تبلیغات جنگ سردی را علیه کمونیسم و ایده های برابری طلبانه تکرار میکند. به هر حال این تازگی ندارد اما در این مقطع زمانی پرداختن به چپ از طرف صلاح مهتدی نشانه این است که در پس این تجزیه و تحلیلهای "ماموستا" اتفاقاتی در ایران و کردستان افتاده است که زیاد خوشایند طیف قوم پرست و ناسیونالیست نبوده است. به هر درجه چپ و کمونیسم در ایران و کردستان سنگرهایی را فتح کند به همان اندازه رجزخوانی علیه آن بیشتر میشود. معلوم است که جناب مهتدی سینیور، بوی تازه ای به مشامش رسیده که بسیار برایش ناگوار و ناخوشایند است. وگرنه کمونیسمی که "به تاریخ" پیوسته باشد چه نیاز است 10 صفحه علیه اش سیاه کنید و احکام  جنگ سردی را دوباره علیه آن تکرار کنید؟!

از اولین حکم جناب صلاح مهتدی شروع کنیم که میگوید : "با نگاهي به كردستان، در مي‌يابيم كه تضاد كار و سرمايه هرگز به جايي نرسيده است كه تخم مبارزه‌ي طبقاتيِ سوسياليستي و آگاهانه را در دل خود بپروراند."

این استاد درگاه ناسیونالیسم کرد اما چند سطر پایین تر در مقابل سئوال کننده که شما از خوانین مکریان هستید چنین جواب میدهد." ما در دوران اصلاحات ارضي و دهها سال قبل از اصلاحات ارضي ديگر فئودالي باقي نمانده بوديم. ديگر زمين زراعي نداشتيم و شكل آقا و رعيت نيز ديگر مفهوم خود را از دست داده بود. از ده مهاجرت كرده و در شهر سكنا گزيده بوديم. مي‌توانيد همچون يك بورژواي شهري آن را به حساب بياوريد- اگر[منظور] ما باشيم- اما عموماً در دوره‌اي كه خان‌ها و بورژواها تنها طبقه‌اي بودند كه مي توانستند بچه‌هايشان را به مدرسه بفرستند، انديشه‌ي چپ (در جايگاه انديشه نه در جايگاه پراتيك روزانه) انديشه‌ي تحصيلكردگان بوده است."

میگویند که تردستی از هنر طرف نیست بلکه از ناتوانی بیننده است که نمی بیند چه اتفاقی افتاده است. این شامل حال مخاطبینی است که این مصاحبه برای آنها تنظیم شده است. اما اگر حرف مهتدی را قبول کنیم ،میبنیم که تاریخ را حتی دهها سال به عقب بر میگرداند و مقام "بورژوای کرد" را به جای "خان" برای خود محفوظ میدارد. این بماند که حزب دمکرات یکی از شروطش برای مذاکره و پایان جنگ با کومه له کمونیست آن زمان  این بود که ما را "حزب بورژوازی کرد" خطاب نکنید!!

البته دنیا تغییر کرده است و مقام بورژوا داشتن خود باعث افتخار جدیدی برای ناسیونالیست کرد است. اما آنجا که به "رعیت" میرسد سکوت میکنند که چه  بلای سرش میاید اگر شما بورژوا شدید رعیت بی زمین هم کارگر میشود . ولی شما قرار نیست این را بگوئید چون تمام "اندیشه رهایی کرد" و طبقاتی بودن کردستان زیراب توجیه ظلم و ستم محلی به بهانه رهایی ملت کرد را میزند.

مهتدی سینیور خود به اندازه کافی تناقض در صحبتهایش هست که استناد به آن نیازی به استدلال فراوانی ندارد.جدا کردن کردستان از فعل و انفعالات دنیای سرمایه داری قرار است فقط به اندیشه "کردایه تی" خدمت کند وگرنه در همین مصاحبه مهتدی میگوید:

"با در نظر داشتن تاثيرات خارجي نيز، كردستان هيچگاه از ارتباطات قدرتمندي با خارج بهره‌مند نبوده، و در صورت وجود داشتن آن هم، تنها از طريق پايتخت‌هاي بزرگ و متروپل‌ها اين ارتباط تأمين گرديده است. به همين خاطر سوسياليزم علمي ديرهنگام به كردستان رسيد." اما جناب ماموستا خودش تاکید دارد که حزب دمکرات تا سالها "شاخه کردستانی" حزب توده بود!

نظر مهتدی در مورد گسترش چپ هم جالب توجه است: اول کردستان تضاد طبقاتی ندارد مردم هنوز در معامله پایاپای گندم میدهند وتلویزیون و کامپیوتر میخرند! توجه کنید به علت گسترش چپ در جامعه کردستان:

"ما بايد به اين بحث بپردازيم كه چرا چپ در كردستان شيوع پيدا كرد؟ گسترش و شيوع آن در كردستان با وضعيت اجتماعي و طبقاتی داخل كردستان متوازن و هم‌سنگ نبود. به اين معنا كه نتيجه فعاليتي مديد باشد، يا ضديت كار با سرمايه تلقي گرديده باشد. نتيجه‌ي توسعه طبقه كارگر نبود."

جالب است! در این جامعه بورژوا داریم اما کارگر نیست! مردم کمونیست و چپ میشوند و هزار هزار با شعار زنده باید سوسیالیسم جان باخته اند اما دلیلش نتیجه توسعه طبقه کارگر و ضدیت کار با سرمایه تلقی نمی شود! هزاران کمونیست درصفوف احزاب کمونیست با اسم رسم مشغول مبارزه هستند و از رهبران مورد اعتماد آن جامعه هستند اینها اتفاقی است!به این میگویند عوامفریبی آشکار و  نقد از نوع ناسیونالیست کرد! وگرنه اگر هرکس چهار کلمه از سیاست بلد باشد میداند که از 50-40 سال پیش در کردستان رابطه کار و سرمایه حاکم بوده است؛ بخشی از مردم کار مزدی میکردند ولو در کردستان صنایعی نبوده است! بخشی از مردم مزدبگیر بوده اند ولو کارخانه ای آنچنانی نبوده است. مردم زندگی شهری داشته اند ولو صلاح مهتدی آنرا برای خودش به رسمیت بشناسد اما برای تود ه زحمتکش روا ندارد. اینکه در کردستان ستم ملی بوده است شکی نیست اما توضیح همه چیز و هر مبارزه ای را در چهارچوب آن دیدن دیگر اشتباه لپی نیست بلکه در خدمت یک تفکر خاص و ارتجاعی است.

نکته دیگر در سخنان صلاح مهتدی این است که دلیل شیوع چپ در کردستان را ستم ملی، ضعیف بودن دین در کردستان، و بی عدالتی و استثمار میداند. میگوید:

"بدون شك گرسنگي و فقر و نداري فكر قيام و نافرماني و سرپيچي را ايجاد مي‌نمايد؛ اين عوامل باعث شدند كه در كردستان نيز علي‌رغم اين امر كه زمينه‌ي اقتصادي و طبقاتي آن موجود نبود، چپ گسترش پيدا كند و چپ در مقايسه با سايرين در ميان كردها شيوع بيشتري داشته باشد."

مگر انقلاب اکتبر برای نان ، صلح و آزادی نبود؟! غیر از این است که کمونیسم بعنوان ایده رهایی بخش میتواند تمام نابسامانی های جامعه را جارو کند؟ اگر در کردستان هم مردم برای معیشتشان قیام میکنند اگر برای مبارزه با فقر و نداری یقه سرمایه داران را میگیرند، آن را باید در متن مبارزه طبقاتی گذاشت. نه همه را با دیدی ناسیونالیستی و کردایه تی دید.

ناسیونالیست جهان سومی و حرکتهای استقلال طلبانه در هر دوره ای بنا به مصلحت روز خود با جنبشهای موجود خود را تداعی کرده است و در اصل این ناسیونالیست کرد و روشنفکران ناراضی بوده اند که خود را به اسلام و کمونیسم و امروز به دمکراسی نوع بوش آویزان کرده اند. تا آنجا که به کمونیسم در ایران و کردستان بر میگردد اتفاقا کمونیسم موجود از نقد همین "بورژوازی ملی و مترقی "در ایران از مقطع انقلاب 57 شروع کرد. مهتدی در ادمه میگوید:"آنچه كه در دوره‌اي با سلاح اسلام به دست آورده مي‌شد، دوره‌ي بعدي با اسلحه‌ي چپ و سوسياليستي و اكنون تحصيلكردگان و روشنفكران و سياستمداران ما با سلاح دموكراسي‌خواهي به ميدان آمده‌است" اینکه تحصیل کردگان و روشنفکران و سیاستمداران نان به نرخ روز خور "کرد" هر روز لباسی به تن خود میکنند ربطی به کمونیسم و مبارزه طبقاتی در کردستان ندارد. اگر برای صلاح مهتدی روزی اسلام باعث بسیج مردم میشود و روزی چپ و روزی بوش، اما برای کمونیستهای امروزی این تضاد کار و سرمایه و نفی وضع موجود و تلاش برای تغییر دنیاست که مبنای مبارزه شده است.

این تز نخ نما از انقلاب اکتبر تاکنون تکرار میشود اما کاربست امروزی آن برای مهتدی این است که ایده رهایی از طوق بندگی مزدی و واژگون کردن نظام کهنه به سبک انقلاب اکتبر را انحراف از مارکسیسم بداند. اما اگر کمونیسم در کردستان نفوذ ندارد و به تاریخ پیوسته است چرا "کم سوادی" مردم و تضاد کار و سرمایه را بهانه میکنند که فعلا کمونیستها دست نگه دارند؟ لابد خبرهایی به گوششان رسیده که پروژه قومی کردن جامعه با شکست مواجه شده است و کمونیسم در کردستان از پایگاه قابل توجهی بر خورد دار است. به این تحلیل دقت کنید:

"بخش اعظم انقلاب لنيني در روسيه انحرافي بود از تعليمات و راهنمايي‌هاي ماركس، زیرا لنین میدید که اين سرزمين براي انجام يك انقلاب آماده است يعني ديگر نمي‌بايست معطل كرد. بايد اين وضعيت را بر كردستان نيز تطبيق دهيم. كردستان در مقايسه با همسايگان خود و مليتهايي كه در چهارچوب آنها زندگي مي‌كند، چون تركيه عراق، ايران و سوريه از همه كمتر داراي كارگر بوده است. قبلاً اينگونه بود، الان هم از همه كمتر باسواد دارد. تضاد كار ـ سرمايه نه تنها آن زمان كم بوده الان هم بسيار كم است. فعاليت كارگري مهمي وجود ندارد يا بسيار كمياب است."

اینکه انقلاب 57 بورژوازی در ایران را بالغ کرد شکی نیست. هم بورژوازی بزرگ و هم محلی را بالغ کرد. الان دیگر حزب دمکرات خیلی سر راستر از گذشته میگوید که مدافع و حزب طبقه حاکم در کردستان است. اگر تا دیروز بورژوا بودن و بورژوازی را "انگی" از طرف کمونیستها به خود میدانست امروز امثال مهتدی و سران ناسیونالیست کرد به خیلی قبل تر از اصلاحات ارضی بر میگردند.و به آن افتخار میکنند! هم مذهبیون کردستان و هم قومیون دیگر این فرجه را به کمونیستها نمی دهند که در مساجد به تفسیر مارکس وانگلس بپردازند باید آنها را از سرراهشان با نیروی مردم کنار بزنند.

"در مساجد كردستان جوان‌ها و باسوادها مي‌آمدند و به تفسير ماركس و انگلس و چگونگي برپايي انقلاب مي‌پرداختند... اينگونه بود كه اين روحيه راهگشاي اين امر شد كه با چپ دشمني نشود، در مقابلش نايستد و آن را چون امري حرام و پليد و ضد‌ديني نينگارند"مهتدی از این نارحت است که وقت خودش مذهبیون با کمونیستها جنگ نکردند این در حالی است که حزب دمکرات سالها این رسالت را بر عهده داشت و به نمایندگی از طبقات حاکم و مذهبیون جنگ با کمونیستها را پیش برد اما اینکه نفوذ کمونیسم در کردستان آنچنان بود که جنگ طلبی آنها را با شکست مواجه کرد.

دوباره برگردیم به سخنان داهیانه مهتدی در مورد مبارزه طبقاتی در کردستان که فقط با نقل یک لطیفه آنرا جواب میدهم.

این لطیفه در مورد ملا مصطفی بارزانی نقل شده است که : وقتی ملا در شوروی سابق بوده است در مورد پروسه  تکامل کلاس درسی داشته اند از ملا سئوال کرده اند آیا قبول میکنید که انسان از نسل میمون است؟ ملا مصطفی میگوید: " بله! ولی کردها از نسل شیر هستند." تمام تلاش مهتدی این است که کردستان را تافته جدا بافته و مستثنا از رابطه کار و سرمایه دنیای امروز قلمداد کند . تا آنجا که به خود ایشان بر میگردد دهها سال قبل از اصلاحات ارضی بورژوا تشزیف داشته اند! اما در کردستان هیچ مبارزه طبقاتی در جریان نبود ه است!! به این درافشانیها دقت کنید:

"ما در تمامي گفته‌هاي قبلي بر سرِ اين موضوع بحث كرديم كه چپ در كردستان در نتيجه مبارزه طبقاتي ايجاد نشده است. نتيجه‌ تضاد كار و سرمايه نير نبوده است. بلكه در درجه‌ اول ستم ملي، بعد فقر و تنگدستي مردم و بعدها ضعف تعصب ديني مردم باعث گرديده است كه با چپ عجين شود."

تعجب نکنید از این اصرار شدید مهتدی و ناسیونالیسم کرد که ما در کردستان کارگر نداریم، مبارزه طبقاتی نداریم، جشن اول ماه مه ها در کردستان اتفاقی بوده است، همه برای "کردایه تی" و "رهایی ملت کرد" بوده است. به این میگویند تردستی و عوامفریبی و سماجت بیش از حد در قبولاندن ایده ارتجاعی قومی و ناسیونالیست به خورد مردم.

مهتدی این جنین مبارزه طبقاتی و کمونیستی را مورد لطف قرارمیدهد:

"اگر چپ یا عده‌ معدودی از چپ‌هاي كردستان [تا كنون] اين واقعيت را درك نكرده‌اند، اين امر نتيجه‌ كوتاه‌بيني خود آنان است. نتيجه‌ فهم آنها از اوضاع دنيا و محكوم به مرگ هستند. اكنون نيز مي‌بينيم روزبروز بيشتر در حال از بين رفتن هستند. كوچك مي‌شوند."

اما نکته آخر را در مورد کمونیسم و چپ در کردستان و ایران بگویم: روشنفکران و تحصیل کردگان ناراضی کرد هم مثل هم مسلکان دیگرشان، روزی خود را به "دین رهایبخش" و روزی به کمونیسم چسبانده اند و امروز خواب فاجعه عراق را برای مردم ایران دیده اند. باید به آنها یادآوری کرد که: این شمایید که هر روز خود را به رنگی در میآورید و طفیلی وار برای بقاء به هر مرتجعی در منطقه اتکا میکنید، این شمایید که هر روز واقعیت جامعه را به سبک خودتان از نو نقاشی می کنید، این شمایید که نوکری و کرنش به درگاه هر دولت مرتجع منطقه را زیر پرده "انعطاف" و "سیاستمداری" توجیه می کنید، شما کار خودتان را بکنید! ما هم به مبارزه کمونیستی متکی به همان مبارزه "خشک و خالی" طبقاتی ادامه میدهیم و به آن افتخار میکنیم. کمونیست بودن ما و مبارزه ما برای رهایی انسان، برای رفاه و آسایش، برای برابری انسانها، علیه قوم پرستی و مذهب، مبارزه بی امان ما برای جامعه سوسیالیستی اگر از نظر شما "کوته بینی" است، از نظر ما یک بلند نظری انسانی و طبقاتی بی جانشین است و ما به آن افتخار میکنیم.

13ژانویه2008

لینک مصاحبه صلاح مهتدی

http://www.renesans.nu/articles.php?id=4912

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 5:54 |

چند روز اخیر فضای سیاسی داخل ایران تحت تاثیر اعتراضات گسترده و با شکوه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بوده است.در این مدت و به دنبال اعلام مراسم 16 آذر توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران نیروههای سرکوبگر و مستاصل رژیم برای جلو گیری از این مراسمها در اقدامی هماهنگ تعداد زیادی از رهبران دانشجویی را در تهران و مازندران بازداشت و روانه زندانهای مخوف خود کرده اند. تا آنجا که به رسانه های حلقه بگوش و نان به نرخ روز خوری مانند بی بی سی و صدای آمریکا بر میگردد تاکنون که این یاداشت نوشته میشود خفقان گرفته اند و حتی اشاره ای کوتاه  به این اتفاق مهم در صحنه سیاسی ایران و کل دانشگاههای کشور نکرده اند.

 بی بی سی و صدای آمریکا و سایر رادیوهای فارسی زبان از پوشش دادن این اعتراضات گسترده و دستگیری رهبران دانشجویی  خودداری میکنند.ترس اینها از ردایکالیزه شدن فضای دانشگاهها کمتر از رژیم نیست.اگر "ایسنا" و سایر خبرگزاری های رژیم با کم اهمیت جلوه دادن این اعتراضات  زیر فشار دانشجویان مجبور به انعکاس آن میشوند، اما بی بی سی و سایر رادیوهای فارسی زبان نشان داده اند که جقدر بقای رژیم برای آنها اهمیت دارد.

 اینها بار دیگر نشان دادند که چقدر در دنیای با شرف روزنامه نگاریشان واقعا "بی طرف" هستند. نشان دادند که حاضرند ساعتها به عطسه های آخوندهای کپکزده اختصاص دهند. فیلم و گزارش و کارشناسان همیشه "با شرف" دنیای دمکراسی را برای تحلیل سرماخوردگی سران رژیم به مصاحبه بکشانند،  اما  از پخش خبر بازداشتهای وسیع دانشجویان چپگرا و آزادیخواه  خفقان گرفته اند. تا آنجا که به بخش فارسی بی بی سی بر میگردد روز سه شنبه جهت اطلاع ژورنالیستهای باشرفش  دهها نفر ازایرانیان آزادیخواه مقیم لندن درساعت پخش در مقابل ساختمان رادیو تجمع کرد ند و با شعارهای فارسی و انگلیسی  از جمله "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و مرگ بر جمهوری اسلامی که از بلندگوی بزرگ خوانده میشد نه تنها کارکنان آنها بلکه مردم محل هم از این اعتراض با خبر شدند و سمپاتی دهها نفر از مردم را به خود جلب کرد. ودهها نسخه از آخرین اخبار مربوط به اعتراضات اخیر در دانشگاههای ایران و موج جدید دستگیرها را به اطلاع مردم رساندند.

باید به بی بی سی و سایر رادیوهای فارسی زبان گفت: شرمتان باد که در مقابل اعتراضات رادیکال و آزادیخواهانه مردم ایران خفقان گرفته اید.

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 3:0 |

 (درحاشیه مصاحبه محسن ابراهیمی با ابراهیم علیزاده1)

خطر حمله نظامی آمریکا به ایران  این روزها  بازارگرمی پیدا کرده است. روزانه از زوایای مختلف  از رسانه های دنیا در مورد احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران صحبت و اظهار نظر میشود. تا آنجا که به مدیای غربی بر میگردد صحبت از بمبارانهای دهشتناکی است که امریکا قرار است در صورت حمله به ایران به آن دست بزند . صحبت از نابودی تمام زیر ساختهای اقتصادی، رفاهی و علمی- صنعتی یک جامعه 70 میلیونی است.بهانه این جنگ احتمالی تلاش جمهوری اسلامی برای دست یابی به سلاح اتمی است!
اما تا آنجا که به میدیای اپوزسیون ایرانی بر میگردد میشود به سه جور نگرشی که تا کنون رسما و یا تلویحا اعلام شده است برخورد کرد. احزاب و جریاناتی که علنا و یا تلویحا اعلام کرده اند که در کنار جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت:حزب مشروطه خواهان ، حزب توده و فدائیان اکثریت و چند سازمان دیگر و جریاناتی مانند مجاهدین خلق ، قوم پرستان ترک و کرد و الاحواز  بطو مبهم از حمله نظامی آمریکا دفاع میکنند. جریاناتی هستند که ظاهرا در جبهه مخالف حمله نظامی امریکا هستند اما وقتی کمی پوسته شان را بشکافید زیاد هم بی میل به این جنگ به نظرنمی رسند! غیر از این است که جمهوری اسلامی این رژیم جنایتکار سر کار است! اکثریت مردم ایران که آنرا نمیخواهند و برای سرنگونیش لحظه شماری میکنند. اینهمه مبارزه و جانفشانی کرده اند. پس به قول ابراهیم علیزاده در مورد جنگ "نباید وحشت پراکنی" کرد درست است که" جنگ نامطلوب است" اما وضع موجود هم که زیاد تعریفی ندارد.
 سئوال اصلی که در حال حاضر در مقابل جامعه قرار گرفته است این است که آیا حمله نظامی امریکا به ایران  میتواند مدنیت جامعه را از هم بپاشاند؟ آیا سناریو عراق و یوگسلاوی در ایران تکرار میشود؟ جواب مثبت به این دو سئوال سیاستی را می طلبد که حزب حکمتیست مبتکر آن است که در بخش پایانی متن کامل  بیانیه را خواهم آورد و اما اگر جواب منفی باشد. این سیاست از آن منتج میشود که نظرات این دو حزب در قالب این مصاحبه صریح بیان میشود.
 با هم به  گفتگوی محسن ابراهیمی از رهبری حزب کمونیست کارگری و ابراهیم علیزاده دبیر اول کومله مروری داشته باشیم. هر دو در این  مصاحبه  میخواهند اینرا به قبولانند که زیاد وحشت نکنید" سناریو عراق نمیتواند در ایران تکرار شود. افکار عمومی مردم امریکا علیه جنگ است نیروی بیشتری ندارند که ایران را اشغال کنند." محسن ابراهیمی و حزبش جدیدا لکنت زبان گرفته اند که ترم" سناریو سیاه" را به کار ببرند! انگار منصور حکمت 12 سال پیش داشت در مورد  کشوری دیگر با شرایط ایران اما در کره ای دور دست صحبت میکرد. فاکتورهایی که  در بحث سناریو سیاه مطرح شد نه تنها به قوت خود باقی است بلکه بیش از گذشته به جلو صحنه آمده است.
 از نظر  محسن ابراهیمی کسانی که در صدد هستند سنگری رادیکال و متفاوت علیه جنگ و در دفاع از مدنیت جامعه را سازمان بدهند دارند  از آن" استفاده سیاسی" و در جهت منافع سازمانی خود این کار را  میکنند. و ابراهیم علیزاده هم میگوید:" وحشت پراکنیها باعث میشود که وضع موجود را توجیه کنند".در مقابل این سئوال  محسن ابراهیمی آیا در صورت جنگ شیرازه جامعه از هم خواهد پاشید؟  علیزاده در جواب میگوید: "....وضع موجود که در آن فقر و فلاکت از سر و کل جامعه بالا میرود، کارگران از ابتدای ترین حقوق محرومند زنان بی حقوق هستند. این چه شیرازه ای است که ما باید نگران از هم گسیختن آن باشیم؟ جنگ نامطلوب است به پروسه تدارک انقلاب لطمه وارد میکند، جنبشهای اجتماعی را دچار رکود میکند." اگر حسن نیت شما را در بخش دوم صحبتهایت قبول کنیم که "جنگ نامطلوب است" و به قول شما دست رژیم را برای سرکوب جنبشهای اجتماعی باز میگذارد. و به خاطراینکه " پروسه تدارک انقلاب" به عقب نیافتد! باید مردم را از خطری که امریکا بالای سر مردم ایران گذاشته است، آگاه کرد و در صدد بود که علیه جنگ احتمالی و در دفاع از زندگی و آسایش مردم در مقابل جمهوری اسلامی هارتر شده که به " بقای عمرش هم افزوده شده"، ایستاد. مردم را سازمان داد و متشکلشان کرد. ودست هرکسی که علیه آزادی ، رفاه و امنیت مردم بلند میشود،  قطع کرد.اما دادن این ضمانت به مردم که نگران نباشید از سناریو عراق در ایران خبری نیست یا از سطحی نگری سیاسی است یا لابد حسابهایی پشت خانه خرابی مردم بازه شده است. علیزاده میگوید:" منطقا سناریو عراق نمیتواند درایران تکرار شود. تصرف تهران تقریبا غیر ممکن است. "
 مگر کسی گفته است که امریکا قرار است با پیاده نظام  تهران را تصرف کند؟ این فرمول دیگر از کجا آمده است. قرار است که با تحریم اقتصادی و بمبارانهای که تاکنون سابقه نداشته است مردم را به خاک سیاه بنشانند.آمریکا خود یک پای سناریو سیاه و خانه خرابی مردم است این را ضربدر جمهوری اسلامی زخم خورده بکنید آن وقت عراق میتواند نمونه قابل تحملتری باشد.آمریکا از سر استیصال به این حمله دست خواهد زد.
اما بند سوم  پلاتفرمی که علیزاده ارائه میدهد سیاستی  را دنبال میکند که  فردا میتواند ابراهیم علیزاده و کومله را در کنار آمریکا قرار دهد! وارد شدن در بازی است که صورت مسئله اش را بوش و کاخ سفید طرح کرده است. ابراهیم علیزاده در بخشی از پلاتفرم مورد نظرش چنین میگوید:"مردود حساب کردن سیاست اتمی جمهوری اسلامی و رد هرگونه حقانیتش در این زمینه و افشای ماجراجویهایش "  این عین سیاستی است که مدیای غرب روزانه آن را به خورد مردم میدهند. دستگاه مهندسی افکار همین را میخواهد به کل جامعه بقبولاند که دعوا سر نیروی شری است که دنبال بمب اتم است و نیروی خیری که امریکا آنرا رهبری میکند و قرار است مردم را از شر این اهریمن نجات دهند. وارد شدن در این بازی قبول کردن صورت مسئله بوش است. به نظر من بیانیه زیر میتواند مبنای خوبی برای مسئول بودن اپوزسیون در صورت وقوع جنگ باشد.

بیانیه عليه جنگ و در دفاع از مدنيت جامعه ايران
کشمکش میان آمریکا و جمهوری اسلامی خطر حمله آمریکا به ایران را تشدید کرده است. اهداف و سیاستهای دو طرف این نزاع هیچ ربطی به منافع مردم ایران و کشورهای منطقه ندارد.
همراه این کشمکشها، دارو دسته های اسلامی و قومی که مورد حمایت این يا آن طرف نزاع هستند ایران را در خطر پاشیدن شیرازه زندگی مدنی  و تبدیل شدن به عراق دیگری در ابعاد به مراتب وحشتناک تر قرار داده است.
در چنین شرایطی ما اعلام میداریم که:
1-جمهوری اسلامی خود يک عامل مهم در آفرینش خطر جنگ و فراهم آوردن امکان تباهی جامعه ایران است. ما هر گونه سازش با جمهوری اسلامی يا هر جناح و بخشی از آن را محکوم میکنیم. سرنگونی جمهوری اسلامی و از کار انداختن همه دارو دسته ها و دستگاههای سرکوب و ترور و تحمیق، شرط هرگونه تحول آزادیخواهانه در ایران و موثرترین راه مقابله با خطر جنگ است.
2-دخالت نظامی امریکا ويا اسراییل در امور ایران باید موقوف شود. این دخالت، مستقیما به نفع جمهوری اسلامی، در خدمت پاشیدن شیرازه جامعه ایران و تحمیل يک بربریت اجتماعی، سیاسی و نظامی بر مردم ایران است. ما هرگونه همکاری و همراهی نیروهای سیاسی با این دولتها در این زمینه را محکوم میکنیم.
3-دود تحریم و محاصره اقتصادی قبل از هر کس به چشم مردم ایران میرود. تجربه عراق نشان داد که اولین قربانیان تحریم های اقتصادی رژیم های ارتجاعی، کودکان، سالخوردگان و محرومان جامعه خواهند بود. ما با این تحریم ها مخالف هستیم و هرگونه حمایت از محاصره و تحریم اقتصادی ایران را غیرقابل قبول دانسته و آن را محکوم میکنیم.
4-دامن زدن به شکاف های قومی ومذهبی در ایران و تقویت جریانات قوم پرست و مذهبی، نسخه دامن زدن به جنگ و پاکسازی قومی در همه ایران است. هر گونه تلاش برای گسترش این شکاف ها محکوم است. تضمین حق همه مردم  ایران برای زندگی به عنوان شهروندان متساوی الحقوق باید اصل پایه ای سیاست در ایران باشد
5-تعیین نظام سیاسی آینده در ایران حق بی چون و چرای مردم ایران است. مردم باید امکان بیابند که آزادانه و آگاهانه در مورد نظام آتی ایران تصمیم بگیرند. اولین شرط تضمین این آزادی سرنگونی جمهوری اسلامی و تضمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی است.
6-ما پایبندی خود را به رعایت و تضمین حقوق زیر برای مردم ایران اعلام میکنیم:
الف- آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب
ب- برابری کامل و بی قید وشرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی. لغو کلیه قوانین و مقرراتی که ناقض این اصل است.
پ- برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از عقیده، جنسیت،‌مذهب، ملیت، نژاد و تابعیت.
ت- اعلام جدایی کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش.
ث- لغو کلیه قوانین و مقرراتی که منشا مذهبی دارند. اعلام آزادی مذهب و بی مذهبی
ج- آزادی کلیه زندانیان سیاسی.
چ- لغو مجازات اعدام.
ح- بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ١٦ سال. پرداخت بیمه بیکاری مکفی و سایر هزینه های ضروری به کلیه کسانی که به علل جسمی يا روانی توان اشتغال به کار را ندارند.
توضیح 1: نقل قولها از روی متن شفاهی مصاحبه محسن ابراهیمی با ابراهیم علیزاده میباشد
29نوامبر2007.



+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 15:1 |


در سالهای اخیر دانشگاه به سنگر دفاع از آزادی و برابری و سنگر دفاع از آزادی عقیده و بیان، سنگر دفاع از حق زن تبدیل شده است. برای نسل جدید از دانشجویان مبارز و کمونیست ١٦ آذر محملی برای متحد کردن توده وسیع دانشجویان حول انسانی ترین، مدرنترین و رادیکالترین، آزادیخواهان ترین خواسته ها، حول آزادی و برابری است. برای دانشجوی کمونیست و رادیکال ١٦ آذر محمل معنی کردن کمونیسم و ایده های برابری طلبانه در میان دانشجویان و به طبع آن در کل جامعه است. برای دانشجوی کمونیست این روز فرصتی است که از تریبونهای که در اختیار دارد نه تنها دانشجویان را بلکه کل جامعه را خطاب قرار دهد جبهه ما به وسعت جامعه در هر شهر، محله، کارگاه و کارخانه ای گسترده است. دانشگاه در ١٦ آذر باید جامعه را در مورد خطراتی جدی که همین امروز زندگی و معیشت مردم را هدف قرار داده است هوشیار کند. مبارزه با فقر، فلاکت و بیکاری بخشی از  پلاتفرمی است که در ١٦ آذر دانشجویان کمونیست  با آن کل جامعه را خطاب قرار دهند.
اما کابوس حمله امریکا، ١٦ آذر امسال را از سالهای گذشته متفاوت میکند. جنگ کابوسی است که  آمریکا بالای سر مردم ایران قرار داده است. جنگی که قرار است کل مدنیت جامعه را به نابودی بکشاند، جنگی که نتیجه آن چیزی جز خانه خرابی مردم و طولانی تر کردن عمر سیاه جمهوری اسلامی ندارد.مردم در این جنگ هیچ منفعتی ندارند و نباید اجازه داد به جریانات ناسیونالیستی و جهموری اسلامی "وطن وخاک پاکش" را دست مایه جنگ دیگری کند. دانشجویان کمونیست باید اعلام کنند که ما اجازه نمیدهیم به بهانه وطن و خاک پاکش بار دیگر جوانان را گوشت دم توپ یک جنگ ارتجاعی دیگر کنند.  ما میتوانیم جریاناتی که جنگ را دستمایه منافع حقیر خود کرده اند رسوا و حاشیه ای کنیم.
١٦ آذر امسال میتوان دانشگاه را به سنگر دفاع از مدنیت جامعه، سنگر دفاع از زندگی و امنیت و آسایش مردم در مقابل دست درازی جمهوری اسلامی یا هر باند و دارودسته ارتجاعی دیگری تبدیل کرد.
زنده باید آزادی وبرابری!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
سازمان جوانان حکمتیست
4آذرماه1386
25نوامبر2007

+ نوشته شده توسط جمال کمانگر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 22:30 |